نصب گرفته است ، مؤلف كتاب جواب مىدهد كه اين كار فقط به جهت ضرورت شعرى است و با استعمال ضرورى ، قاعده ادبى اثبات نمىشود ، همانطور كه نقض و رد نيز نمىشود .
و لا تختص مراعاة الموضع : با توجه به مثالهايى كه تا اينجا در كتاب زده شد و عامل در معطوفعليه همه زائده بودند ، توهّم نشود كه در اعراب محلى بايد همواره عامل معطوفعليه زائده باشد ، بلكه فرقى نمىكند كه عامل معطوفعليه زائده يا غير زائده باشد ، چنان كه در شعر لبيد بن ربيعه عامرى مشاهده مىشود كه عامل معطوفعليه غير زائده است :
فإن أنت لم ينفعك علمك فانتسب * لعلّك يهديك القرون الأوائل
« فإن لم تجد من دون عدنان والدا * و دون معدّ فلتزعك العواذل » « 1 »
شاهد : در عطف « دون » دوّم بر محل « دون » اوّل است كه بر آن « من » غير زائدهء تعديه داخل شده است ، پس در عطف بر محل معطوف ، زائده بودن عامل معطوف عليه لازم نيست .
تركيب شعر : « والدا » مفعول اوّل « تجد » و « من دون عدنان » مفعول دوّم بواسطه آن است ، و ماده « وجد » در زبان عربى هم معتدى به دو مفعول بلاواسطه مىباشد ، و هم متعدى به مفعول دوّم بواسطه استعمال شده است « فلتزعك » فعل امر و مفعول و « العواذل » فاعل و جمع « العاذلة » به معناى حوادث روزگار است كل جمله جواب شرط مىباشد .
معناى شعر : « پس اگر نفع ندهد به تو علمت به اينكه انسانها همگى مىميرند ، پس ملاحظه كن خودت را نسبت به گذشتگان شايد تو را هدايت كند زندگى انسانهاى گذشته ، پس اگر نيافتى پدرى مانند عدنان و معد - كه جد اعلاى عرب است و آن دو نيز مردهاند - پس بايد باز دارد تو را حوادث روزگار - از آن خصوصيات دنياپرستانهاى كه بر آن هستى - » .
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 151 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 41 ، الإنصاف : 1 / 334 ، الخزانة : 1 / 339 ، الكتاب :
1 / 47 ، التصريح على التوضيح : 1 / 288 ، شرح الكافية : 2 / 273 .