ب : حروفى كه معطوف را همانند معطوفعليه مىكنند إعرابا نه حكما ، كه آنها عبارتند از : لا و بل .
ج : حروفى كه دو جهت دارند يعنى گاهى مانند قسم اوّل و گاهى مانند قسم دوّم مىباشد كه تنها حرف « أم » است كه اگر متصله باشد مانند قسم اوّل ، و اگر منقطعه باشد مانند قسم دوّم مىباشد .
أقسام العطف و هي ثلاثة : بحث اوّل پيرامون اقسام عطف است . بايد دانست كه عطف به اعتبار كيفيت تابعيت اعرابى معطوف از معطوفعليه بر سه قسم است :
1 - عطف بر لفظ معطوفعليه
2 - عطف بر محل معطوفعليه
3 - عطف بر توّهم اعراب معطوفعليه
أحدها : اوّلين قسم از كيفيت تابعيت اعرابى معطوف از معطوفعليه ، عطف بر لفظ معطوفعليه است كه باعث مىشود كه معطوف اعراب لفظى معطوفعليه را دارا گردد ، مانند : « جاء زيد و عمرو » و اصل در عطف نيز همين قسم است ، زيرا اصل در تابعيت ، تابعيت اعراب لفظى تابع از متبوع است و همچنين اصل در اعراب ، اعراب لفظى است و ثمرهء اصل بودن عطف بر لفظ ، اين است كه اگر جائى امر دائر شود بين عطف بر لفظ و ديگر اقسام ، عطف بر لفظ اولى مىباشد . مانند :
« ليس زيد بقائم و لا قاعد » كه شاهد در اولويت عطف « قاعد » بر لفظ « قائم » مىباشد و به همين جهت معطوف « قاعد » مجرور شده است با آنكه عطف بر محل « قائم » نيز جايز است . شايان ذكر است كه « لا » در مثال حرف تاكيد است كه « ليس » را تاكيد مىكند و حرف عطف نمىباشد زيرا دو حرف عطف برهم داخل نمىشود و حرف عطف « لا » نيز بعد از نفى نمىآيد بلكه بعد از جمله موجبه مىآيد .
و شرطه إمكان : بايد دانست كه عطف بر لفظ ، يك شرط دارد و آن اين است كه توجّه و وقوع و عمل عامل معطوفعليه بر معطوف نيز امكان داشته و صحيح باشد و هيچ مانع معنوى يا صناعى در بين نباشد ، بنابراين مثال : « ما جاءني من امرأة و لا زيد » جايز نيست ؛ زيرا وقوع و عمل عامل معطوفعليه « امرأة » بر معطوف
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٠٢