داشتن « ثمّ » اين است كه « ثمّ » عاطفه است و عطف مىكند جمله « جعل منها زوجها » را بر « خلقكم » و داراى معناى ترتيب نيز مىباشد ، و لكن اشكال عدم بعديت خلقت حواء بر خلقت انسانها لازم نمىآيد ، زيرا « ثمّ » در اينجا براى ترتيب در وقوع حكم نيست بلكه براى ترتيب در بيان اخبار از دو مطلب جداگانه است .
شايان ذكر است كه ترتيب بر دو قسم است :
1 - ترتيب در حكم : كه عبارت است از اينكه معطوف و معطوفعليه داراى يك حكم بوده و آن حكم در عالم وجود اوّلا براى معطوفعليه واقع شده و بعدا براى معطوف صورت گرفته است .
2 - ترتيب در اخبار : كه عبارت است از اينكه متكلّم دو مطلب جداگانه را خبر مىدهد در حالى كه يكى را بر ديگرى به واسطهء « ثمّ » عطف مىكند و در اينجا معطوف تنها بعديت در خبر و بيان دارد چه در واقع وقوع مفاد جملهء معطوفعليه قبل از تحقق مضمون جملهء معطوف باشد و چه نباشد .
مانند : « بلغني ما صنعت اليوم ثمّ ما صنعت أمس أعجب » يعنى : « خبر رسيد مرا آنچه ساختهاى تو امروز : سپس - خبر مىدهم تو را - آنچه ساخته بودى ديروز شگفتآورتر است » .
همانطور كه ملاحظه مىشود جملهء معطوفعليه زمان آن امروز و جمله معطوف زمان آن ديروز است و در اينجا مراعات بعديّت وقوعى و زمانى نشده است زيرا در اينجا ، ترتيب إخبارى است و مراعات بعديّت زمانى معطوف از معطوفعليه لزومى ندارد . و آيه نيز اين گونه است و ترتيب آن إخبارى است .
و الأوّلان أنفع من هذا الجواب : دو جواب اوّل نافعتر از اين جواب سوّم است ، زيرا آن دو ، هم مصحّح و مثبت وجود معناى ترتيب در « ثمّ » بوده و هم مثبت وجود معناى مهلت در اين كلمه - علاوه بر وجود معناى تشريك - هستند ، لكن جواب اخير فقط مصحّح و مثبت وجود معناى ترتيب در « ثمّ » است و مثبت معناى « مهلت » براى آن نيست زيرا بين دو إخبار كه در ميان آنها « ثمّ » ذكر مىشود تراخى و فاصلهء زمانى نمىباشد تا استفاده شود كه بين معطوف و معطوف عليه آن مهلت
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٨٥