و الجواب عن الآية من وجوه : از تمسّك به آيه براى اثبات ادعاى اينكه « ثمّ » مفيد معناى ترتيب نيست ، به شيوههاى مختلف مىشود جواب داد ، در اينجا سهتاى آن جوابها بيان مىگردد :
منها : از آن وجوه جوابيه اين است كه گفته شود : « ثمّ » عاطفه بوده و معناى ترتيب نيز دارد و جملهء « جعل منها زوجها » عطف بر جملهء معطوفعليه محذوف - أنشأها - كه صفت براى « نفس واحده » است مىكند ، نه بر جملهء مذكور - خلقكم - تا آن اشكال پديد آيد ، و در اين صورت اين جمله ، صفت دوّم براى « نفس واحدة » است و معناى جمله معطوفعليه محذوف كه صفت اوّل مىباشد طورى است كه آن اشكالى كه بر معناى ترتيبى « ثمّ » در فرض قبل بود ، لازم نمىآيد . اصل و تقدير آيه اين گونه است : « خلقكم من نفس واحدة أنشأها ثم جعل منها زوجها » .
معناى آيه : « خداوند خلق كرد شما را از نفس واحدهاى كه اينچنين صفت دارد او را ايجاد كرد و اينچنين صفت دارد كه سپس بعد از او خلق كرد از او ، زوجش را » .
و منها : و از وجوه جوابيه ديگر در ردّ آن استدلال ، اين است كه « ثمّ » عاطفه بوده و داراى معناى ترتيب نيز هست و « ثمّ » جملهء « جعل منها زوجها » را عطف بر « واحدة » مىكند نه بر « خلقكم » تا آن اشكال لازم آيد و گفته شود در اين صورت خلق حواء بايد بعد از خلق انسانهاى ديگر باشد .
و اگر اشكال شود كه عطف جمله بر « واحدة » كه مفرد است جايز نيست ، جواب داده مىشود به اينكه « واحدة » تاويل به فعلى از مادهء خود ، برده مىشود كه « توحّدت » مىباشد و به جهت مستتر بودن ضمير « هى » در « واحدة » اين كلمه مشتمل بر مسند و مسنداليه بوده و در حكم جمله است و در محل جر ، بنا بر صفت بودن براى « نفس » مىباشد و عطف جمله بر اسم مؤول به جمله جايز است .
معناى آيه : « و خداوند خلق كرد شما را از نفسى كه اينچنين صفت داشت منفرد و واحد بود سپس اينچنين صفت داشت كه خلق كرد از آن نفس ، زوجش را » .
منها : و از وجوه جوابيه در ردّ تمسّك به آيه در اثبات عدم معناى ترتيب
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٨٤