« ثمّ »
متن « ثمّ » و يقال فيها : « فمّ » - كقولهم في « جدث » : « جدف » - حرف عطف يقتضي ثلاثة امور : . . .
شرح يكى از كلمات كثير الاستعمال در زبان عرب « ثمّ » است كه داراى لغت ديگرى « فمّ » نيز مىباشد چنان كه أعراب در « جدث به معناى قبر » مىگويند :
« جدف » و ثاء را تبديل به فاء مىكنند و اين ابدال به جهت قرب مخرج تلفظ اين دو حرف مىباشد . اين كلمه حرف عطف است كه به واسطهء جوهرهء معنوى ذاتى خود سه خصوصيت معنوى را اقتضا دارد :
1 - تشريك معطوف و معطوفعليه در حكم ، مانند : « جاء زيد ثمّ عمرو » كه در اينجا معطوف و معطوفعليه داراى يك حكم « مجىء : آمدن » مىباشند .
2 - ترتيب وقوع حكم ، يعنى حكم اوّلا براى معطوفعليه بوده ، سپس معطوف داراى آن گرديده است .
3 - مهلت و وجود فاصلهء زمانى در وقوع حكم ، يعنى اوّل معطوفعليه داراى آن حكم گشته ، سپس معطوف با يك فاصلهء زمانى ، آن حكم را دارا گرديده به خلاف فاء عاطفه كه براى وقوع ترتيبى حكمى بدون فاصله زمانى است .
الفاء للتّرتيب بالاتّصال * و « ثمّ » للتّرتيب بانفصال
بنابراين معناى مثال اين گونه مىشود : « آمد زيد سپس بعد از يك فاصلهء زمانى عمرو نيز آمد » .