موجب ، اين قول خداوند متعال را :
جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها
« يونس / 27 »
شاهد : وقوع باء زائده بر خبر « مثلها » در كلام مثبت است و « جزاء » مبتدأ و « سيئة » مضاف اليه مىباشد .
طبق اين قول معنا اين گونه مىشود : « پاداش عمل بد همانند آن است » .
ابن انبارى « 1 » اين قول را اختيار نموده است .
و الأولى : لكن أولى و أصحّ اين است كه در آيه باء زائده نبوده بلكه داراى معناى الصاق يا بدل و يا سببيّت مىباشد و جار و مجرور متعلّق به يكى از مشتقات محذوف مادهء « استقرار » بوده كه در حقيقت آن محذوف خبر است .
دليل اولويت اين قول بر نظريهء اخفش اين است كه اصل در كلمات عدم زائده بودن است ، در اين صورت معناى آيه اين گونه مىشود : « پاداش عمل بد به مثل آن مىباشد » .
ابو البقاء « 2 » هردو احتمال را در آيه صحيح مىداند .
الخامس : الحال المنفي عاملها : پنجمين موضع زيادت باء ، وقوع آن بر حالى است كه عامل آن منفى است يعنى بر عامل آن ، ادات نفى داخل شده است ، مانند قول قحيف بن خمير عقيلى از شعراى صدر اسلام در مدح حكيم بن مسيّب قشيرى :
« فما رجعت بخائبة ركاب * حكيم بن مسيّب منتهاها » « 3 »
شاهد : وقوع باء زائده بر « خائبة » كه حال از « ركاب » است مىباشد در حالى كه عامل حال « رجعت » توسط ادات نفى « ما » منفى گرديده است .
معناى شعر : « پس برنمىگردد در حال نااميدى ، ركابى « شترى كه با آن مسافرت مىروند » كه اينچنين صفت دارد حكيم بن مسيّب غايت اوست » .
هامش
( 1 ) - البيان : 1 / 410 .
( 2 ) - الإملاء : 2 / 27 .
( 3 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 339 . شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 391 . الخزانة : 4 / 249 . اللباب : 88 . لسان العرب : 15 / 292 .