باء زائده بر چيزى است كه در اصل مبتدأ بوده و هماكنون به علت دخول ناسخ « ليس » بر آن ، اسم « ليس » گرديده ، و اين زيادت يك شرط دارد و آن تأخر اسم « ليس » از خبر مىباشد ، زيرا در اين صورت در جايگاه خبر « ليس » واقع شده است كه وقوع باء زائده بر آن غريب نمىباشد ، مانند قول خداوند متعال :
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
« البقرة / 177 »
بنابر قراءت نصب « البر » كه خبر مقدّم است و « أن تولّوا » مؤول به مصدر ، در موضع رفع ، اسم مؤخر مىباشد ، ضابط و قارى قراءت نصب ، حمزه و عاصم « 1 » است .
الرّابع : الخبر : چهارمين موضع زيادت باء ، خبر است و بايد دانست كه خبر بر دو نوع قسم است :
1 - غير موجب ( منفى ) كه در اين صورت باء زائده قياسا و على القائده داخل بر آن مىشود به طورى كه هرمتكلّمى مىتواند باء زائده را بر خبرى كه قبل از آن ادات نفى آمده قرار دهد . مانند قول خداوند متعال :
قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
« الأنعام / 66 »
شاهد : دخول باء زائده بر خبر منفى به واسطه ادات نفى « ليس » است .
و مانند قول حضرت سجاد عليه السّلام در دعاى اعتراف و طلب توبه :
« ما أنا بأعصى من عصاك فغفرت له ، و ما أنا بألوم من اعتذر إليك فقبلت منه « و ما أنا بأظلم من تاب إليك فعدت عليه » أتوب إليك في مقامي هذا توبة نادم على ما فرط منه » . « 2 »
شاهد : زيادت باء در خبر منفى « أظلم » است .
2 - خبر موجب ( مثبت ) كه در اين صورت زيادت باء بر خبر سماعى بوده و طبق قاعده خاصى نمىباشد و تنها استعمال موارد سماعى آن جايز است .
و هو قول الأخفش : و اين سماعى بودن وقوع باء زائده بر خبر موجب ، قول أخفش و پيروان مبانى نحوى او مىباشد و قرار دادهاند از مصاديق دخول باء بر خبر
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 1 / 261 .
( 2 ) - الصحيفة الكاملة السجادية ، دعاى دوازدهم : 98 .