شاهد : خبر بودن « كيف » براى « ضلالهم » مىباشد .
معناى شعر : « پس از كجا و از چه زمانى و چگونه گمراهى اين دشمنان اهل بيت هدايت است در حالى كه هواى نفس ، متفرقكنندهء آنها و گروهگروه كنندهء آنان است » .
بايد دانست كه در خبر واقع شدن « كيف » فرقى نمىكند كه قبل از مبتداى غير منسوخ باشد مانند شعر كميت و يا قبل از مبتداى منسوخ باشد ، مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام در جواب كسىكه از آن حضرت سؤال كرد : « كيف تجدك يا امير المؤمنين ؟ » و ايشان فرمودند :
« كيف يكون حال من يفنى ببقائه و يقسم بصحته و يؤتى من مأمنه ؟ » « 1 »
شاهد : خبر بودن « كيف » قبل از مبتداست كه هماكنون ناسخ « يكون » بر آن قرار گرفته است .
معناى حديث : « چگونه است حال كسىكه فنا مىگردد به واسطه هستيش و بيمار و فرسوده مىشود بهوسيله تندرستيش و برده مىشود از پناهگاهش » .
و منه : و از اينقبيل كه « كيف » در اصل خبر مبتدا مىباشد و هماكنون ناسخ بر آن داخل شده است اين دو مثال : « كيف ظننت زيدا ؟ » و « كيف أعلمته فرسك ؟ » مىباشد . و در اين دو مثال « كيف » محلا منصوب بنا بر مفعول دوّم « ظنّ » در مثال اوّل و بنا بر مفعول سوّم در مثال دوّم است ، و در اصل حكم خبر را دارد زيرا دوّمين مفعول « ظن » و سوّمين مفعول « أعلم » در اصل و قبل از دخول ناسخ ، خبر مىباشند .
و حالا قبل ما يستغني : و « كيف » اگر قبل از لفظى ذكر شود كه آن كلمه بىنياز از خبر است به اين صورت كه يا بعد از آن مبتداست كه خبر دارد يا بعد از آن فعل قرار دارد كه خبر اصلا نمىخواهد ، در اين صورت « كيف » محلا منصوب بنابر حاليت از يكى از اسماء بعد از خود است ، مثل : « كيف جاء زيد » يعنى : « بر چه حالتى زيد آمد » كه « كيف » محلا منصوب بنا بر حاليت از « زيد » است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ح 111 / 1140 .