و الصّواب : لكن قول صواب و حقّ اين است كه در اين صورت اخير كه قبل از فعل يا اسم داراى خبر ، ذكر مىشود ، گاهى « كيف » مفعول مطلق نيز واقع مىشود و اينطور نيست كه در اين فرض دائما حال قرار گيرد . و همانا از همين قبيل كه « كيف » مفعول مطلق مىباشد اين آيه شريفه است :
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
« الفيل / 1 »
شاهد : مفعول مطلق بودن « كيف » در آيه است زيرا معناى آيه اين گونه است :
« آيا ملاحظه نمىكنى چه فعلى انجام داد پروردگارت ؟ » و هرگاه اسم استفهامى اضافه شود به مصدر فعلى كه در جمله مذكور است ، آن اسم استفهام در حكم مفعول مطلق است و چون در اينجا « كيف » معناى « أيّ فعل » دارد و اگر بجاى « كيف » ، « أيّ فعل » در آيه بود ، « أ لم تر أيّ فعل فعل ربّك » كه « أيّ » اضافه به مصدر فعل مذكور در آيه شده است ، و مفعول مطلق مىبود ، بنابراين « كيف » كه به معناى آن است نيز همين حكم را دارد .
و لا يتّجه فيه : و لازم به ذكر است كه پسنديده نيست كه در آيه « كيف » حال از فاعل فعل بعد كه « ربّك » است باشد زيرا كه از خداوند هرگز حال آورده نمىشود زيرا تمامى اوصاف خداوند ثابت است و حال دليل بر تغيير و تحول ذو الحال است .
و عن سيبويه : نقل شده است از سيبويه كه قائل است به اينكه « كيف » ظرف و غير متصرّف است و به همين جهت محل آن منصوب مىباشد بنابراين هرگز خبر و حال و مفعول مطلق واقع نمىشود . لكن از سيرافى و اخفش نقل شده است كه آن دو قائلند كه « كيف » اسم غير ظرف است .
و هو حسن : و همين قول سيرافى و اخفش نيكو و صحيح است و اجماع نحويين كه عبارت است از اتفاق نحويين بصره و كوفه اين قول را تأييد مىكند زيرا اجماع و اتفاق است كه در بدل از « كيف » در « كيف زيد » گفته مىشود « أصحيح أم سقيم » به رفع « صحيح و سقيم » و هرگز اسم مرفوع بدل از اسم منصوب نمىآيد بلكه اعراب توابع مطابق اعراب متبوع آنهاست ، و اين خود كاشف است كه محل « كيف » مرفوع مىباشد و منصوب بنا بر ظرفيت نمىباشد .