است ، اين كيفيت استعمالى « كيف » كاشف از اسميت آن است زيرا خبر واقع شدن ، دليل بر عدم حرفيت آن است زيرا حرف هرگز خبر واقع نمىشود ، و مباشرت آن با فعل دليل بر عدم فعليت آن است زيرا فعل بر فعل داخل نمىشود و چون كلمات بر سه قسم است بنابراين « كيف » از قسم سوّم كه اسم مىباشد است .
و تستعمل على وجهين : اين كلمه در عبارات عرب استعمال مىشود و داراى يكى از اين عناوين است :
أحدها : ادات شرط بوده كه دلالت بر تعليق كيفيت وقوع جزاء بر كيفيت و چگونگى وقوع شرط مىكند ، كه در اين صورت اين كلمه اقتضا دارد كه بعد از آن دو فعل متحد اللفظ و معنا به عنوان شرط و جزاء قرار گيرد و چون « كيف » از ادات شرط غير جازم است بنابراين آن دو فعل مجزوم نمىگردند ، مانند : « كيف تصنع أصنع » يعنى « به هركيفيتى كه بسازى مىسازم » بنابراين نحويين اتفاق دارند كه جايز نيست شما بگوئيد : « كيف تجلس أذهب » زيرا فعل شرط و جزاء متحد نيستند و معناى عبارت ، معناى صحيحى نمىباشد زيرا كيفيت ذهاب نمىتواند همانند كيفيت وقوع جلوس باشد .
و عبارت : « كيف تجلس أجلس » به جزم فعل شرط و جزاء نيز نزد علماى نحو بصره صحيح نيست ، زيرا « كيف » از ادات شرط غير جازم است ، تنها نحوى بصره كه قائل است كه « كيف » جزم مىدهد قطرب مىباشد . بايد دانست كه علّت عدم جواز جزم دو فعل بعد از « كيف » با توجه به اينكه ادات شرط جزم مىدهند اين است كه « كيف » با ديگر ادات شرط فرق دارد و آن فرق ، اين است كه بايد در « كيف » فعل شرط و جزاء از يك جنس باشند بهخلاف ديگر ادوات شرط .
و قيل : يجوز مطلقا : قول ديگر در عمل جزم « كيف » اين است جايز است اين كلمه جزم به فعل شرط و جزاء دهد مطلقا چه مقرون به « ما » زائده غير كافه باشد و چه نباشد و اين قول قطرب از نحويون بصره و رأى تمامى نحويون مكتب كوفه است .
و قيل : يجوز : قول سوم اين است كه « كيف » اگر مقرون با « ما » زائده غير كافه
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٣٩٤