گرفتن خورده است ، و دلالت التزامى بيّن بالمعنى الأخص يا مفهوم آن دلالت مىكند كه بعضى از درهمها گرفته شده است . بايد دانست كه گاهى « كلّ » لفظا و رتبة مانند مثال قبل در عقب نفى است و گاهى لفظا مقدم است لكن رتبة مؤخّر مىباشد كه در اين صورت نيز نفى متوجه شمول و كليّت عبارت است ، مانند : « كلّ الدراهم لم آخذ » كه « كلّ » مفعول مقدّم و مضاف به « الدراهم » است و چون رتبهء مفعول مؤخّر از رتبهء فعل است ، « كلّ » در حكم و رتبه موخّر است و معناى اين مثال با مثال قبل هيچگونه فرقى ندارد . و از اين قسم كه « كلّ » در عقب نفى واقع شده است اين كلام امير المؤمنين عليه السّلام كه درباره پرهيز از كفران نعمت است ، مىباشد :
« احذروا نفار النعم فما كلّ شارد بمردود » . « 1 »
معناى حديث : « برحذر باشيد از دور شدن نعمتها زيرا كلّ و تمام چيزى كه از دست رفته برنمىگردد » .
شاهد : تعقّب « كلّ » از نفى است ، و توجّه نفى به كليت و عموميت اين كلام ، كه لازمهء آن ثبوت برگشت بعضى از چيزهايى كه از دست رفتهاند مىباشد .
و إن وقع النفي في حيّزها : و اگر در عباراتى « كلّ » لفظا و رتبة مقدّم بود و نفى در عقب « كلّ » قرار داشت در اين صورت معناى كلام ، نفى و سلب حكم از تكتك افراد « كلّ » مىشود و به عبارت ديگر عموم سلب مىباشد و در اين صورت ، جمله مفهوم نخواهد داشت . مانند قول پيامبر در وقتىكه ايشان به علت نشستن امام حسن عليه السّلام بر دوش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سجده را طول دادند ، و كسى بعد از نماز از ايشان سؤال كرد : « اى رسول خدا همانا شما سجده كردى در أواسط نمازت يك سجدهاى كه طول دادى آن را بهطورىكه حتى ما گمان كرديم شأن چنين است كه يا مسألهاى براى شما پيشآمده و يا وحى به شما گرديده » و حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جواب دادند :
« كلّ ذلك لم يكن و لكن ابني ارتحلني فكرهت أن اعجلّه حتىّ يقضي حاجته » . « 2 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ح 238 / 1195 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 43 / 30 .