مضافاليه كرد اگر مراد او نسبت دادن حكم به تكتك افراد آن بهطور مجزا و جدا جدا است ، ضمير مفرد آورده مىشود و اگر مراد جمع و همگى افراد مضافاليه به طور جمعى و باهم است بايد جمع آورد . لكن در اينجا گفته مىشود اگر مضافاليه مفرد نكره محذوف بود ، ضمير مفرد آورده مىشود و توجه به معناى مراد متكلّم از مضافاليه نمىشود . در حالى كه ايشان قبلا گفتند اگر مذكور بود بايد ملاحظه نظر متكلم شود . جواب اين است كه چون اينجا بيان كيفيت ضمير محذوف مهمتر از مراعات لفظ و يا معناى « كلّ » مىباشد به همينجهت ضماير مطابق خصوصيات محذوف آورده مىشود .
« مسألتان »
متن الاولى : قال البيانيون : إذا وقعت « كلّ » في حيّز النفي كان النفي موجّها إلى الشمول خاصّة و أفاد بمفهومه ثبوت الفعل لبعض الأفراد . . .
شرح در انتهاى بحث دربارهء « كلّ » دو مسأله مطرح مىشود :
الاولى : اوّلين مسأله پيرامون معناى مطابقى و التزامى جملهاى است كه در آن « كلّ » استعمال شده در حالى كه اين كلمه در عقب أدات نفى مىباشد .
علماى بلاغت دراينباره مىگويند : اگر « كلّ » در عقب ادات نفى واقع شود ، در دلالت مطابقى كه اسم ديگر آن منطوق است ، نفى به معناى عام و شمول « كلّ » خورده يعنى ادات نفى ، كليت و عموميت « كلّ » را نفى مىكند ، كه لازمه آن به دلالت التزامى بيّن بالمعنى الأخص كه اسم ديگر آن مفهوم است ، ثبوت فعل براى بعض از افراد « كلّ » و مضافاليه آن مىباشد . به عبارت ديگر در صورتى كه « كلّ » در عقب نفى قرار گيرد ، مراد متكلم ، نفى و سلب عموم است كه لازمهء سلب عموم و نفى كليت ، اثبات قضيه جزئيهء موجبه مىباشد . به عنوان مثال شما مىگوييد : « لم آخذ كلّ الدارهم » كه در اينجا « كلّ » عقب و بعد از ادات نفى « لم » قرار دارد ، معناى مطابقى و منطوق اين گونه است : « نگرفتهام تمامى درهمها را » كه نفى به تمام درهم