تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نيز ضميرى كه به « ما » عود كند نمىباشد ، و در جملهء دوّم لفظى كه بتواند در « كلّ » عمل كند موجود است مانند آيه شريفه :
بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ
« البقرة / 25 » نحويون اتفاق دارند كه « كلّ » در اين موارد ، بنا بر مفعول‌فيه و ظرفيت ، منصوب مىباشد و عامل نصب در « كلّ » فعلى است كه در جملهء دوّم مىآيد كه در حكم ، جواب براى جمله اوّل مىباشد مانند « قالوا » كه در جملهء دوّم بعد از « كلّما » ذكر شده است و در حكم جواب براى جمله اوّل مىباشد و در اين صورت جمله اوّل حكم جملهء شرطيه را دارد و خود « كلّما » حكم ادات شرط را داراست . البته بايد دانست كه خود كلمه « كلّ » از اسماء ظرف مانند « قبل و بعد » نمىباشد بلكه ظرفيت آن به واسطه اضافه آن به « ما » حاصل شده است زيرا كلمه « ما » دو احتمال دارد كه در هردو ، معناى ظرفيت دارد : 1 - « ما » حرف مصدريه يا به عبارت ديگر حرفيه موصوله باشد و جمله بعد از آن صلهء آن ، كه اين جمله به جهت صله موصول بودن محلى از اعراب ندارد ، و اصل « كلّما رزقوا » در آيه ، « كلّ رزق » بوده است ، سپس به‌جاى مصدر معادل آن‌كه فعل و حرف مصدريه « ما » است ، قرار گرفته و تبديل به « كلّما رزقوا » شده است سپس « ما » و فعل ، نائب از يك معناى زمانى مانند : « وقت » شده به‌طورى كه گويا در اصل « كلّ وقت رزق » بوده است و كلمهء « كلّ » به‌جهت اضافه به نائب از زمان ، كسب معناى ظرف زمانى كرده است . 2 - « ما » اسم نكره به معناى « وقت » باشد كه در اين احتمال ، نيازى به اينكه گفته شود در اصل يك كلمه « وقت » در تقدير بوده است ، نمىباشد و در اين صورت جمله بعد از « ما » در محل جر بنا بر صفت بودن براى « ما » مىباشد چون كلمه « ما » به واسطه اضافه « كلّ » به آن محلا مجرور است ، و در اين احتمال چون بايد جمله صفت ، عائد به موصوف داشته باشد ، نياز به تقدير گرفتن ضمير عائد در جمله « رزقوا منها » در آيه شريفه مىباشد به اين صورت كه آيه در اصل « كلّما رزقوا منها