محذوف كه در نيّت و در تقدير است مفرد نكره باشد ، همانطور كه اگر مذكور بود به اعتبار ملاحظه لفظ « كلّ » بايد ضمير مفرد مذكر آورده شود ، در اينجا نيز واجب است ضمير مفرد مذكر آورده شود . و اگر آن مضافاليه جمع معرفه باشد واجب است ضمير جمع آورده شود و مراعات معناى « كلّ » گردد ، هرچند اگر آن مضافاليه معرفه ذكر شود ، واجب بود ضمير مفرد آورده شود لكن در صورت حذف آن ، گفته شده ضمير مطابق آن مضافاليه محذوف آورده مىشود بهجهت آگاهانيدن شنونده كه كيفيت آن مضافاليه چگونه است آيا مفرد يا غير آن است ، مؤنث يا مذكر است .
پس مثال براى صورت اوّل كه مضافاليه مفرد نكرهء محذوف است كه بايد ضمير مفرد آورد ، همانند صورتى كه مضافاليه نكره اگر ذكر مىگرديد ، ضمير مفرد آورده مىشد ، اين آيه شريفه است :
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ »
« الإسراء / 84 »
زيرا تقدير مضافاليه اين گونه است : « كلّ أحد » .
بايد دانست كه در يك صورت طبق نظر مؤلف كتاب اگر مضافاليه « كلّ » نكره بود ، ضمير مفرد مذكر آورده مىشد آن وقتى بود كه متكلم از « كلّ » و مضافاليه آن اراده فردفرد آن را كرده باشد ، و اين صورت استعمالى « كلّ » را كه مضافاليه آن نكره و محذوف است حمل بر آن مىكنيم .
و مثال براى صورت دوّم كه مضافاليه جمع معرفه است كه بايد ضمير جمع آورده شود ، اين آيه شريفه است :
كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ
« الإنفال / 54 »
زيرا تقدير مضافاليه اين گونه است : « كلّهم » .
نكته : بايد دانست كه در مطالب قبل گفته شد : در صورت نكره بودن مضافاليه و وجوب مراعات معناى « كلّ » ، قول ابن مالك كه مىگويد حتما بايد ضمير مطابق معناى مضافاليه آورد و يا قول ابو حيان كه مىگويد در اين صورت دو وجه جايز است ، صحيح نمىباشد بلكه بايد توجه به معناى مراد متكلم از