كردهايد يعنى اگر مراد نسبت دادن إغناء به فردفرد « محسن » است در اين صورت ضمير مفرد آورده و گفته مىشود « فأغناني » ، و اگر مراد مجموعهء اشخاص « محسن » است در اين صورت ضمير جمع آورده و گفته مىشود « فأغنوني » .
و ربّما جمع الضمير : البته گاهى با آنكه متكلم ارادهء نسبت دادن حكم به تك تك افراد دارد لكن ضمير جمع آورده مىشود ، و به همين جهت ، در قول شاعر :
« و ما كلّ ذي لبّ بمؤتيك نصحه * و ما كلّ مؤت نصحه بلبيب » « 1 »
ابن عصفور اجازه و احتمال داده است كه « مؤتيك » اسم فاعل جمع باشد كه در اصل « مؤتين » بوده و به علت اضافه به ضمير خطاب ، نون آن حذف شده است ، با اينكه شاعر از « كلّ ذي لبّ » ارادهء فردفرد افراد آن را كرده است ، و احتمال ديگر اين است كه « مؤتى » مفرد بوده و طبق قاعده و موارد استعمال غالبى باشد .
معناى شعر : « نمىباشد هرصاحب انديشه ، دهندهء به تو نصيحتش و نمىباشد هردهندهء نصيحتش صاحب عقل و انديشه » .
و ليس من ذلك : و نمىباشد از اين قبيل كه مانند شعر قبل با اينكه از « كلّ » و مضافاليه آن اراده تكتك افراد آن شده و طبق قاعده بايد ضمير مفرد آورد لكن ضمير جمع براى آن آورده شده است ، اين آيه شريفه كه درباره حفظ آيات الهى از استراق سمع شياطين است :
وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ لا يَسَّمَّعُونَ
« الصافات / 8 و 9 »
زيرا ادعاى اينكه ضمير در فعل « لا يسمعون » به « كلّ شيطان » عود مىكند به اعتبار اينكه اين جمله يا صفت و يا حال از « كلّ شيطان » است صحيح نمىباشد چون اين دو تركيب موجب فساد معناى آيه مىگردد ؛ زيرا آنوقت معناى آيه اين گونه مىشود : « و حفظ كرديم حفظ كردنى از تكتك شيطان سرپيچىكننده كه اينچنين صفت دارد نمىشنوند ، و يا در حالى كه نمىشنوند » و بديهى است كه وقتى آن شياطين نمىشنوند ديگر حفظ آيات از آنان معنا ندارد و كار لغوى است
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 543 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 227 ، الكتاب : 2 / 439 .