بزرگى كه زرد مىشود از آن فاجعه ، سر انگشتان دست » كه كنايه از مرگ است .
همانطور كه گفته شد اين نظر ابن مالك است ، لكن ابو حيان نظر او را قبول نداشته و قول او را به واسطه شعر عنترة بن شداد عبسى از شعراى جاهلى كه يكى از معلقات سبع ، قصيده اوست كه اين بيت يكى از ابيات آن قصيده است ، رد مىكند :
« جادت عليه كلّ عين ثرّة * فتركن كلّ حديقة كالدّرهم » « 1 »
معناى شعر : « باريد بر آن باغ تمامى ابرهاى پرباران ، سپس ترك كردند جميع آن ابرها تمامى آن باغها را كه همچون درهم از آب ، سفيد شده بودند » .
وجه استدلال ابو حيان به اين شعر در ردّ ابن مالك به اين صورت است كه ضمير در « فتركن » كه جمع مؤنث مىباشد به « كلّ عين » راجع است در حالى كه طبق قول ابن مالك بايد ضمير مؤنث مفرد باشد زيرا مضافاليه « كلّ » كلمه « عين » است كه مفرد مؤنث نكره مىباشد ، بنابراين از اين شعر كشف مىشود كه قول ابن مالك كه مىگويد در صورتى كه مضافاليه « كلّ » نكره باشد واجب است تنها مراعات معناى « كلّ » شود ، صحيح نمىباشد بلكه در اين صورت مراعات معناى « كلّ » جايز مىباشد همچنانكه جايز است ضمير غير مطابق با معناى « كلّ » نيز آورده شود ، مانند : « كلّ رجل قائم » كه مراعات معناى « كلّ » شده است و همچنين جايز است مراعات مراد متكلم از « رجل » شود كه اگر مراد تمامى مردان است « كلّ » داراى معناى جمع شده و گفته مىشود : « كلّ رجل قائمون » .
بنابراين ابن مالك مىگويد : در صورت اضافه « كلّ » به نكره واجب است مراعات معناى « كلّ » شود و ابو حيان قائل است كه در اين صورت ، هم مراعات معناى « كلّ » و هم مراعات مراد متكلم از مضافاليه « كلّ » جايز است .
و الذي يظهر : و نظر و قولى كه در اينجا روشن و حق است ، خلاف قول ابن مالك و ابو حيان است زيرا قول ابن مالك در تثنيه و جمع صحيح است لكن در مفرد نكره كه او مىگويد واجب است فقط مراعات معناى « كلّ » شود صحيح نمىباشد و از طرف
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 541 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 220 ، شرح المعلقات السبع : 140 ، شرح الاشموني : 2 / 248 ، همع الهوامع : 2 / 74 .