ديگر ابو حيان كه مىگويد : علاوه بر مراعات معناى « كلّ » ، مراعات مراد متكلم نيز جايز است ، صحيح نبوده و هردو در اشتباهند زيرا « كلّ » كه اضافه شده است به مفرد نكره تنها يك وجه در آن جايز است و آن مراعات معناى مراد متكلم از مضافاليه « كلّ » است بنابراين قول ابن مالك كه مىگويد بايد مراعات معناى خود « كلّ » شود كه از لفظ مضافاليه بدست مىآيد و همچنين قول ابو حيان كه مىگويد دو وجه در اين مسأله جايز است اشتباه است . به همين جهت اگر متكلم از آن اراده نسبت دادن حكم به تكتك افراد آن مضافاليه كرده باشد ، واجب است ضمير مفرد آورده شود زيرا مراد از « كلّ » و مضافاليه آن ، عام افرادى است ، مانند قول حسان :
« و كلّ أخ يقول أنا وفيّ * و لكن ليس يفعل ما يقول » « 1 »
شاهد : وجوب آوردن ضمير مفرد است بهجهت اينكه شاعر از « كلّ أخ » اراده تكتك برادران كرده است به همين جهت در تمامى افعال مذكور در شعر ضمير مفرد آورده شده است .
معناى شعر : « و هربرادرى مىگويد : من انسان باوفائى هستم و لكن انجام نمىدهد آنچه كه مىگويد » .
و اگر مراد متكلم از « كلّ » و مضافاليه آن جمعيت افراد آن مضافاليه باشد نه تكتك افراد آن ، در اين صورت واجب است ضمير جمع آورده شود ، مانند شعر عنتره كه هردو شيوه در آن مىباشد زيرا چون مراد او در اوّل شعر اين است كه هر فردى از افراد آن ابرها و تكتك آنها بخشش و بارش بر آن بوستان كرد ، بنابراين فعل آن را مفرد مىآورد « جادت عليه » و چون بعد از آن ، شاعر اراده مىكند كه مجموع و تمامى آن ابرها روى هم آن كار را ترك كردند به همين جهت فعل جمع آورده است .
و على هذا : و بنابراين ، صحيح است قول شما كه مىگوئيد : « جاد عليّ كلّ محسن فأغناني » يا « جاد عليّ كلّ محسن فأغنوني » به اعتبار آن معنايى كه اراده
هامش
( 1 ) - ديوان حسان بن ثابت : 393 .