صورت حكم تركيبى آن اين است كه تمامى عوامل چه لفظى و چه معنوى بلاواسطه در آن عمل مىكنند همانطور كه در وجه سوّم از وجوه سهگانه تركيبيه « كلّ » به اعتبار ما قبل گذشت . مانند قول أبي طالب عليه السّلام :
« و لمّا رايت القوم لا ودّ فيهم * و قد قطعوا كلّ العرى و الوسائل » « 1 »
صبرت لهم نفسي بسمراء سمحة * و أبيض عضب من تراث المقاول
شاهد : مضاف بودن « كلّ » به اسم ظاهر و عملكردن عامل كه « قطعوا » مىباشد در آن است .
تركيب شعر : « لمّا » شرطيه و « رايت القوم » جملهء شرط ، و « لا » نفى جنس و « ودّ » اسم آن و « فيهم » متعلّق به « موجود » خبر آن است و كلّ اين جمله و مصرع دوّم حال از « القوم » است و « صبرت » جواب « لمّا » است و « العرى » جمع « العروة » و « الوسايل » جمع « الوسيلة » است .
معناى شعر : « و زمانى كه ديدم قوم را اينچنين بودند كه هيچ دوستى و محبت در بين آنان نبود و تمامى ريسمانها و وسايل پيوند حيات انسانى از هم گسيخته بودند صبر كردم » .
2 - دوّمين صورت اين است كه كلمه « كلّ » اضافه شود به ضميرى كه محذوف است لكن معناى آن در نيّت است زيرا كلمه « كلّ » از جمله اسمهايى است كه دائم الإضافة است . و در اين صورت مقتضاى كلام نحويين اين است كه مانند صورت قبل ، جميع عوامل چه لفظى و چه معنوى در آن عمل مىكنند .
3 - سوّمين صورت اين است كه كلمهء « كلّ » اضافه به ضمير مذكور شود ، در اين صورت حكم آن اين است كه عمل نمىكند در آن عاملى مگر ابتدائيت ، كه در اين صورت « كلّ » مبتدا مىباشد ، مانند قول خداوند متعال :
وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً
« مريم / 95 »
زيرا ابتدائيت عامل معنوى است و عامل معنوى كالعدم محسوب مىشود ،
هامش
( 1 ) - شرح مختارات أشعار العرب : 95 . ديوان شيخ الأباطح : 8 .