يحّبنى و يبغضك يا عليّ من حاربك فقد حاربني و من حاربني فقد حارب اللّه ] . « 1 »
شاهد : نعت قرار گرفتن « كلّ » نسبت به اسم معرفهء قبل از آن است در حالى كه « كلّ » اضافه به اسم معرفهء مشابه منعوت از حيث لفظ و معنا شده است و دلالت بر كمال آن منعوت در ذات خود مىكند .
معناى حديث : « همانا انسان شقى كه اين صفت دارد در نهايت شقاوت است كسى است كه با تو دشمنى مىكند و كينه مىورزد » .
2 - تأكيد اسم قبل باشد . در اين صورت بايد مؤكّد معرفه باشد ، ولى كوفيون و اخفش مىگويند آن مؤكّد ، يا بايد معرفه و يا نكرهء محدود باشد . يعنى نكرهاى باشد كه از حيث وجود ، ابتداء و انتهاء داشته باشد . مثل « يوم و شهر و . . . » و بنابراين كه « كلّ » تأكيد آن اسم معرفه يا نكرهء محدوده باشد ، فائدهء معنوى اين تأكيد ، عموميت و استغراق موكّد است ، يعنى تمام و كلّ موكّد مراد متكلم است ، و در اين صورت واجب است كه « كلّ » اضافه به ضميرى شود كه عود به آن موكّد مىكند ، مانند قول خداوند متعال :
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ
« الحجر / 30 »
شاهد : تاكيد بودن « كلّ » براى اسم معرفه و اضافه آن به ضميرى كه به آن اسم موكّد راجع است مىباشد .
لكن ابن مالك گفته است كه هرچند اصل در اين قسم اين است كه بايد بعد از « كلّ » ضمير مطابق اسم مؤكّد آورد ، ولى گاهى به جاى آن ضمير ، اسم ظاهر مطابق آن موكّد آورده مىشود . و فرزدق در شعر خود در مدح نصر بن سيّار همينگونه استعمال كرده است :
« أنت الجواد الّذي ترجى نوافله * و أبعد الناس كلّ الناس من عار » « 2 »
شاهد : تأكيد بودن « كلّ » و جايگزينى اسم ظاهر به جاى ضمير است .
معناى شعر : « تو - اى نصر بن سيار - انسان بخشندهاى هستى كه اميد گرديده
هامش
( 1 ) - غاية المرام : 1 / 94 .
( 2 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 184 .