شده است به عطاياى او و دورترين مردم تمامى مردم از عار و پستى هستى » .
و همانطور كه گفته شد أخفش و كوفيون قائل هستند كه « كلّ » تأكيد نكرهء محدود نيز مىآيد ، مانند قول عبد اللّه بن مسلم هذلي :
« لكنّه شاقه أن قيل ذا رجب * يا ليت عدّة حول كلّه رجب » « 1 »
شاهد : تاكيد نكرهء محدوده « حول : سال » توسط « كلّ » مىباشد .
معناى شعر : « لكن آن مرد به شوق انداخته او را گفتن اينكه اين ماه رجب است ، اى قوم اى كاش تمامى سال تمام آن ماه رجب بود » .
تركيب شعر : « لكنّه » حرف مشبهة بالفعل و ضمير مفرد مذكر محلا منصوب اسم آن و مرجع ضمير « رجل » مىباشد كه در ابيات قبل ذكر شده است و « شاقه » فعل ماضى و ضمير مفعول آن است و مرجع آن كلمهء « رجل » است و « أن » حرف مصدرى و جمله بعد را تاويل به مصدر برده و محل آن مرفوع بنا بر فاعل بودن براى « شاق » است « ذا » مبتدا و « رجب » خبر و جمله محلا مرفوع بنا بر نائب فاعل و « يا » حرف ندا و مناداى آن محذوف است و « عدة » اسم « ليت » و « رجب » خبر آن است .
3 - سوّمين وجه تركيبى « كلّ » به اعتبار و نسبت به الفاظ قبل ، اين است كه مثل دو فرض قبل از توابع نبوده بلكه خود بعد از عوامل در آيه قرار گرفته و مستقيما معمول عوامل معنوى و لفظى باشد و در اين صورت « كلّ » گاهى اضافه به اسم ظاهر مىشود ، مانند قول خداوند متعال :
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
« المدثر / 38 »
شاهد : مبتدا بودن « كلّ » و وقوع آن بعد از عامل معنوى ابتدائيت است .
و مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام :
« حدثني رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بألف حديث لكلّ حديث ألف باب » . « 2 »
شاهد : وقوع « كلّ » در عقب عوامل بلاواسطه است كه در اينجا آن عامل لفظى بوده و آن لام جاره است .
هامش
( 1 ) - الإنصاف 1 / 451 ، أوضح المسالك : 3 / 22 ، شذور الذهب : 429 ، شرح الاشموني : 3 / 77 ، قطر الندي : 138 ، التصريح على التوضيح : 2 / 125 .
( 2 ) - بصائر الدرجات : 314 .