كه چون « كلّ » بر جمع معرفه « هم » داخل شده است دلالت بر شمول حكم براى كليه افراد آن مرجع ضمير مىكند .
معناى آيه : « و تمامى آنان مىآيند خداوند را در روز قيامت در حالى كه فرد هستند » .
و مانند قول كميت در ذمّ دشمنان اهل بيت عليهم السّلام :
« و قد درسوا القرآن و افتلجوا به * فكلّهم راض به متحزّب » « 1 »
شاهد : معناى استغراق افراد داشتن « كلّ » به واسطه دخول آن بر اسم جمع معرفه مىباشد .
معناى شعر : « و محققا از بين بردند قرآن را و به اين كار ظفر و دست يافتند و تمامى آنان راضى به از بين بردن قرآن ، و مجتمع براى اين كار شدند » .
و بايد دانست كه اين كلمه اگر بر مفرد معرفه داخل شود ، داراى معناى استغراق اجزايى است كه دلالت مىكند كه تمامى اجزاء پيكرهء آن مفرد معرفه مشمول حكم موجود در كلام مىشود ، مانند : « كل زيد حسن » يعنى « تمامى اعضاى وجود زيد نيكوست » و مانند قول حضرت زين العابدين عليه السّلام :
« اللّهمّ إنّي أخلصت بانقطاعي إليك و أقبلت بكلّي عليك و قلبت مسئلتي عمّن لم يستغن عن فضلك و رأيت أنّ طلب المحتاج إلى المحتاج سفة من رأيه و ضلّة من عقله » . « 2 »
شاهد : معناى استغراق اجزاء داشتن « كلّ » بهجهت دخول آن بر مفرد معرفه كه در اينجا ضمير متكلم وحده است مىباشد .
معناى دعا : « بار خدايا همانا من خالص گردانيدم خودم را بهواسطهء انقطاع از ديگران و پيوستنم به تو ، و رو آوردم به تو با تمامى اجزاى وجودم » .
و إذا قلت : بايد دقت داشت كه اگر شما بگوئيد : « أكلت كلّ رغيف لزيد » در اين كلام « كلّ » براى استغراق افراد است و معناى آن مىشود : « خوردم تمامى
هامش
( 1 ) - شرح الهاشميات : 46 ، روضة المختارة : 37 .
( 2 ) - الصحيفة السجادية : دعاء : 28 .