تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
« كفى بهند » نيز به جهت وجود فاصل واجب است فعل مذكّر آورده شود ، و آن قاعده در اين دو مورد تخصيص خورده است و نتيجه بگيرد كه باء زائده و « هند » فاعل « كفى » است . جواب داده مىشود مثال « أحسن بهند » با « كفى بهند » فرق مىكند زيرا هرگز امكان ندارد به صيغ امر تاء تأنيث الحاق كرد ، هرچند معناى آن صيغ امر ، اخبار نيز باشد . لكن در مثال « كفى بهند » اين مانع وجود ندارد و مىشود به فعل ماضى تاء تأنيث الحاق كرد . لذا اگر « هند » فاعل بود ، بايد حداقل در يك استعمال ، فعل مؤنّث مىبود ، و اين عدم الحاق تاء تأنيث در استعمال ، كاشف از عدم فاعليت « هند » در مثال است . قالوا : من مجيء فاعل « كفي » : نحويين گفته‌اند از موارد غير غالبى كه بر فاعل « كفى » لازم - « هذه » صفت براى « كفى » بوده و اشاره به قسم لازم اين فعل دارد در مقابل دو قسم ديگر كه مىآيد و متعدّى مىباشند - باء زائده نيامده است ، قول سحيم است و او بردهء قبيلهء بنى حسحاس بوده ، و از شعراى مخضرم است كه بدست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مسلمان شد :
« عميرة ودّع إن تجهّزت غاديا * كفى الشيب و الإسلام للمرء ناهيا » « 1 »
شاهد : عدم دخول باء زائده بر فاعل « الشيب » است . تركيب شعر : « عميرة » مفعول مقدّم براى فعل امر « ودّع » است و فاعل ضمير مفرد مخاطب مستتر ، و مخاطب شاعر ، خود اوست . « إن » شرطيّه « تجّهزت » فعل و فاعل ، جملهء شرط ، و « غاديا » حال از فاعل است و جواب شرط به قرينهء جملهء مقدّم محذوف مىباشد ، « كفى » فعل و « الشيب » فاعل آن و « الإسلام » عطف بر فاعل آن ، و جار و مجرور متعلّق به « ناهيا » مىباشد كه اين تمييز و يا حال از فاعل « كفى » است . معناى شعر : « وداع كن اى شخص ، عميرة را اگر آماده گشته‌اى براى رفتن در حالى كه صبح‌كننده‌اى ، كافيست سپيدى مو و دين اسلام از جهت نهىكنندگى
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 325 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 338 ، شرح ابن يعيش : 2 / 115 ، الكتاب : 2 / 370 ، الأغاني : 22 / 329 ، الإنصاف : 168 ، قطر الندى : 323 ، اللباب : 83 .