كه « أحسن » متضمن معناى « لطف » است كه با باء متعدى مىشود و باء در آيه معناى خود را داراست .
الرّابع عشر : چهاردهمين معناى باء ، تأكيد است و باء وقتى اين معنا را دارد كه زائده باشد و در اين صورت باء زائده مانند ديگر حروف جر زائد متعلّق ندارد .
مواضع و محل استعمال باء زائده بر شش چيز است : 1 - فاعل . 2 - مفعول .
3 - مبتدأ . 4 - خبر . 5 - حال . 6 - كلمهء « نفس و عين » .
أحدها : يكى از مواضع استعمال باء زائده ، دخول بر فاعل است و زائده واقع شدن آن در اين محل بر سه قسم است :
1 - واجبه : يعنى دائما باء زائده بر فاعل فعل خاصى داخل مىشود .
2 - غالبه : يعنى غالبا باء زائده بر فاعل فعل خاصى داخل مىشود و بهطور قليل بر فاعل آن فعل نمىآيد .
3 - ضرورة : يعنى باء زائده به جهت ضرورت شعرى و تصحيح قافيه بر سر فاعل داخل مىشود .
الواجبة : موضع استعمال باء زائده واجبه ، بر فاعل باب تعجب در صيغهء « أفعل به » مىباشد ، مانند : « أحسن بزيد » البته بر مبنا و قول جمهور نحويين كه مىگويند : اصل اين صيغه به صورت « أفعل هو » از باب إفعال و جملهء خبريه بوده است . به عنوان مثال « أحسن بزيد » در اصل « أحسن زيد » به معناى « صار ذا حسن » يعنى : « گرديد زيد داراى نيكوئى » بوده است ، سپس به جهت انشاى تعجب ، كلام از صورت خبرى به شكل انشائى ( فعل امر ) تغيير داده شد « أحسن زيد » ، و چون فاعل فعل امر صيغهء مفرد مذكّر مخاطب ، واجب است ضمير مستتر باشد و نبايد بعد از اين فعل ، اسم مرفوع به عنوان فاعل باشد و در اينجا « زيد » فاعل و مرفوع مىباشد ، براى رفع اين مشكل لفظى ، باء زائده بر اين اسم قرار داده شد تا مجرور شود و آن مشكل لفظى اصلاح گردد .
و بايد توجّه داشت كه محل « زيد » رفع بنا بر فاعليت است .
بنابراين در اين صورت صيغهء تعجب « أفعل به » لفظا امر است لكن معنا امر
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٣٠