گفتهاند : تقدير آيه « ليس شىء مثله » است كه « شيء » اسم « ليس » و « مثله » خبر آن است كه بر آن كاف زائده قرار دارد ، زيرا اگر كاف زائده فرض نشود و به معناى تشبيه باشد معناى آيه اين گونه مىشود : « نيست چيزى مثل مثل خداوند » و اين معنا غلط است ، زيرا يك مطلب محال را در پى دارد و آن اثبات مثل براى خداوند است كه در اين آيه گفته مىشود چيزى مثل او نيست و اين معنا قطعا مراد آيه نمىباشد . بلكه كاف زائده است و براى تأكيد نفى مثل و مشابه داشتن خداوند است ، زيرا وقتى در جمله حرف زائده قرار گرفت گويا كلام دوبار بيان شده است كه اين تكرار موجب تأكيد مىباشد ، اين تعليل را براى زيادت كاف در آيه ، ابو الفتح بن جنى بيان كرده است .
و قيل : قول ديگر در آيه شريفه اين است كه كاف ، حرف جر غير زائده و به معناى تشبيه مىباشد ، ولى چون آن معناى فاسد را در پى دارد ، براى دفع آن اشكال ، قائلين به غير زائده بودن كاف اختلاف كردهاند و منشعب به دو گروه شدهاند گروهى گفتهاند : « مثل » زائده است . و اين قول صحيح نمىباشد زيرا اگر امر دائر شود بين زيادت حرف يا زيادت اسم ، زيادت حرف اولى است زيرا اساسا زيادت اسم در زبان عربى ثابت نشده است .
گروه ديگرى گفتهاند هيچكدام از كاف و « مثل » زائده نيست و براى توجيه آن اشكال ، اين گروه باهم اختلاف كردهاند و منشعب به سه گروه شدهاند : گروهى مىگويند : « مثل » به معناى مشابه نيست تا آن اشكال پديد آيد . بلكه به معناى « ذات » است و معناى آيه اين گونه مىشود « نيست چيزى مانند ذات خداوند » و گروهى ديگر مىگويند « مثل » به معناى « صفت » است يعنى « نيست چيزى از اوصاف مانند صفت خداوند » و گروه سوّم گفتهاند : كاف اسم بوده و به معناى « مثل » است و كلمه « مثل » در آيه مضاف اليه آن نيست تا آن اشكال ايجاد شود بلكه تأكيد كاف اسميه است .
نكته : ابن مالك در بيان معانى كاف حرفيه جاره در الفيه مىگويد :
شبّه بكاف و بها التعليل قد * يعنى و زائدا لتوكيد ورد