تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مجرور معمول آن است بنابراين قول به اينكه « كما » در صورت صفت معمول « نعيده » و يا « نطوى » است مسامحه مىباشد ، و با توجه بر مطلب فوق ، لازم است در صورت حال بودن « كما » در تقدير « كائنا » بيان شود در حالى كه كتاب ، عوض آن « مماثلا » كه از شبه فعل خصوص است ذكر شده است ، مگر اينكه بگوئيم اين تقدير معنوى است و « مماثلا » براى بيان معناى « كائنا » و كاف تشبيه مىباشد . المعنى الرّابع : چهارمين معناى كاف حرفيه جارّه ، مبادرت است به اين شكل كه كاف دلالت مىكند كه فعل قبل به محض و به مجرد وقوع فعل بعد ، بىدرنگ صورت گرفته است و اين معنا براى كاف در وقتى است كه متصل به « ما » مصدريه شود ، مانند : « سلّم كما تدخل » يعنى : « سلام كن به محض داخل شدنت » و مانند : « صلّ كما يدخل الوقت » يعنى : « نماز بخوان به محض داخل شدن وقت نماز » اين معناى چهارم را براى كاف حرفيه جاره جماعتى از نحويين مانند سيرافى و ابن خباز « 1 » ذكر كرده‌اند ، لكن اين معنا براى اين كلمه غريب و نامأنوس است به‌طورى كه كثيرى از نحويين آن را ذكر نكرده‌اند و كاف را در اين دو مثال زائده ، و « ما » را مصدريه توقيتيه ، مىدانند و مىگويند معناى مبادرت از « ما » مصدريه استظهار مىشود زيرا « ما » مصدريه توقيتيه ، فعل بعد را ، بعد از تأويل بردن به مصدر ، مضاف اليه براى كلمهء « وقت » قرار مىدهد . به همين علّت معناى مثال اين گونه مىشود : « سلام كن وقت داخل شدنت » . و چون « ما » توقيتيه در حكم ظرف براى فعل قبل است ، از اينجا فهميده مىشود كه آن فعل در اين زمان صورت گرفته و فاعل ، در اين زمان ، مبادرت به انجام آن كرده است . الخامس : پنجمين معناى اين كلمه ، تأكيد است و آن وقتى است كه اين كلمه زائده باشد ، مانند قول خداوند متعال :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« الشورى / 11 » در وجه استدلال به اين آيه براى اثبات زيادت كاف ، جماعتى از نحويين
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 2 / 30 .