كنت » بوده است ، و بعد از آن « كان » تامه حذف شده است و فاعل آنكه ضمير متصل بود بعد از حذف فعل ، ضمير منفصل « أنت » شد . و معناى مثال بنابراين تركيب ، اين گونه است : « بوده باش مثل بودنت در گذشته » .
و هذا بعيد : لكن اين تركيب كه جمله بعد فعليه باشد و « ما » زائده كافه ، بعيد و خلاف صواب است ، بلكه ظاهر و قول حقّ اين است كه بنابراين تقدير كه جمله بعد فعليه فرض شده باشد ، « ما » مصدريه است زيرا وقوع « ما » مصدريه بر فعل كثير است و دخول « ما » زائده كافه بر فعل قليل است .
تنبيه
متن تقع « كما » بعد الجمل كثيرا صفة في المعنى فتكون نعتا لمصدر أو حالا و يحتملهما قوله تعالى :
شرح كثيرا لفظ « كما » كه مركّب از كاف حرفيهء جاره و « ما » مصدريه است بعد از جمله - هرچند اين بعديت و تعقّب رتبى و تقديرى بوده - قرار مىگيرد و در مقام توصيف معنوى يكى از كلمات و اجزاء آن جمله مىباشد و از حيث عناوين نحوى يا صفت بوده براى مصدر محذوفى كه مفعول مطلق براى يكى از افعال مذكور در جمله است ، و يا حال براى يكى از كلمات آن جمله مىباشد .
شايان ذكر است كه در معنا ، صفت بودن منافاتى با حال بودن ندارد زيرا حال نيز در مقام توصيف ذو الحال است بنابراين اطلاق صفت در متن كتاب بر حال اشكالى ندارد ، به همين جهت ابن مالك در تعريف حال مىگويد :
الحال وصف فضلة منتصب * مفهم في حال ك « فردا أذهب »
در اين صورت كه « كما » نعت يا حال مىباشد ، اين جار و مجرور متعلّق به اسم فاعل از افعال عموم مثل « كائنا » است ، و جملهء بعد از « ما » تاويل به مصدر بوده و در محل جرّ مىباشد .