آيه دوّم : « مسح كنيد متصلا به سرهايتان » مىشود .
و قيل في آية الوضوء : و گفته شده است كه معناى باء در آيهء وضو
( وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ )
استعانت است و بنابراين فرض ، در اصل كلام دو كار صورت گرفته است :
1 - حذف : اسقاط كلمات در عبارت .
2 - قلب : جابهجايى كلمات در عبارت .
زيرا اصل آيه اين گونه ( و امسحوا رؤوسكم بالماء ) بوده است ، زيرا ماده ( مسح ) به مفعول خود ( مزال عنه - شيئى كه چيزى از او زائل مىشود ) بنفسه و بدون حرف جرّ متعدّى مىشود و به ( مزيل - زائلكننده ) به واسطهء حرف جر باء متعدّى مىشود ، بنابراين در آيه اوّلا مزيل كه « ماء » مىباشد ، حذف شده است و ثانيا « رؤوسكم » كه مزال عنه است - چون از آن بهواسطهء آب حدث زائل مىشود - قلب به مزيل شده و جاى آن قرار گرفته و بعد از باء ذكر شده است .
الثّانى عشر : دوازدهمين معناى باء ، قسم است يعنى متكلّم به مجرور باء قسم مىخورد . بايد دانست كه قسم سه ركن دارد : 1 - مقسم به : چيزىكه قسم به او خورده مىشود . 2 - ادات قسم . 3 - مقسم عليه : چيزىكه براى آن قسم خورده مىشود يا به عبارت ديگر جواب قسم مىباشد مثلا در آيهء شريفه :
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
« و العصر / 2 و 3 » و او ادات قسم و « العصر » مقسم به و « إنّ الإنسان لفى خسر » مقسم عليه است . قابل ذكر است كه ادات قسم بر سه نوع هستند :
1 - حرف ، مانند : باء ، واو ، تاء .
2 - اسم ، مانند : أيمن .
3 - فعل ، مانند : حلفت .
در بين اين ادات قسم ، حرف استعمال بيشترى دارد و در بين ادات قسم حرفى ، باء كثير الاستعمال است . به همين جهت اصل ادوات قسم بوده و داراى امتيازات خاصى است . مانند : جواز ذكر متعلّق و فعل قسم با آن ، مانند قول أمير المؤمنين در پيشگويى انقراض دولت بنى اميّه :