بطورى كه نوك آنها به هم مىرسد و از دور مثل يك كره سبز برگى است و اعدامى را در اين محوطه به دار مىآويزند ، بنابراين « في » به معناى ظرفيت است .
الخامس : پنجمين معناى « في » مترادف و هم معنا با كلمهء « باء » است بطورى كه مىتوان به جاى آن كلمه باء قرار داد و تغييرى در معناى مراد متكلّم از لفظ و معنا ايجاد نشود مانند قول زيد خيل طائى از شعراى مخضرم كه در زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مسلمان شد و چون قبل از اسلام ، او داراى تعدادى اسب بود به او زيد الخيل ، يعنى زيدى كه داراى گروهى اسب است خطاب مىشد . لكن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از اسلام آوردن او لقب زيد الخير به او داد . اين شعر خطاب به كعب بن زهير است كه مىخواست به علّت هديه دادن پدرش اسب او را به زيد ، جنگى بين قوم زيد و بنى ملفط ايجاد كند :
« و يركب يوم الروع منّا فوارس * بصيرون فى طعن الأباهر و الكلى » « 1 »
فلو لا زهير أن اكدّر نعمة * لقاذعت كعبا ما بقيت و ما بقا
شاهد : در معناى باء داشتن « في » در شعر است زيرا ماده « بصر » با حروف جر باء متعدّى مىشود و در شعر كه « في » در موضع باء استعمال شده است بنابراين داراى معناى واحد مىباشند .
تركيب شعر : « فوارس » جمع « فارس » فاعل « يركب » و « يوم » ظرف فعل مقدّم و « الروع » مضافاليه مىباشد و « منّا » جار و مجرور متعلّق به « يركب » و يا در محل نصب متعلّق به شبه فعل عموم حال مقدّم از « فوارس » و مصرع دوّم در محل رفع و صفت براى « فوارس » است و « الأباهر » جمع « أبهر » به معناى شاهرگ و « الكلى » جمع « كليه » است .
معناى شعر : « و سوار مىشوند در روز جنگ از قبيله ما سواركارانى كه بصير و ماهر هستند به نيزه زدن به رگها و نيزه زدن به كليهها » .
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 71 ، شرح شواهد المغني : 1 / 484 ، التصريح على التوضيح : 2 / 14 ، همع الهوامع :
2 / 30 ، موسوعة النحو : 415 ، شرح الكافية : 2 / 327 ، شرح الاشموني : 2 / 219 ، الحدائق الندية : 227 ، أوضح المسالك : 2 / 137 .