ابو على فارسى را به اينكه در اين تقدير ، حذف موصول حرفى كه « ما » مصدريه در « كما » مىباشد است در حالى كه صله آن « كرهتموه » حذف نشده است و اين صحيح نيست زيرا حذف حرف مصدر و به عبارت ديگر حذف موصول حرفى بدون صله آن به جز در « أن » مصدريه ، جايز نيست .
و جملة
( اتَّقُوا اللَّهَ )
: بايد دانست كه جمله
« اتَّقُوا اللَّهَ »
در آخر آيه ، بنا بر تقدير اوّل ، عطف بر صدر آيه
« لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً »
است و عطف بر جملهء جواب « فهذا كرهتموه » نمىباشد زيرا عطف جمله انشائيه بر اخباريه صحيح نيست ، لكن عطف آن بر صدر آيه اشكالى ندارد چون هردو انشايى مىباشند و لكن بنا بر تقدير ابو على فارسى ، عطف بر « فاكرهوا الغيبة » محذوف است كه انشايى مىباشد و متعاطفين نيز از يك سنخ هستند .
و بعد فالصواب : بايد دانست كه بعد از بيان كيفيت تقدير در آيه و ضعيف پنداشتن قول ابو على فارسى از جانب ابن شجرى ، صواب و قول حقّ اين است كه تضعيف ابن شجرى صحيح نمىباشد زيرا عبارتى كه ابو على فارسى بيان كرده است « فكما كرهتموه فاكرهوا » معناى آيه و تقدير معنوى است نه تقدير لفظى تا ابن شجرى اشكال حذف موصول بدون صله آن كند بنابراين ابن شجرى دقيقا تأمل و نظر كامل در كلام ابو على فارسى نكرده است و خلط بين معناى آيه و تقدير لفظى آيه از ديدگاه ابو على فارسى كرده است زيرا كلام ابو على فارسى در جاى ديگر در بيان تقدير اعراب و لفظ آيه اين گونه است : ( گويا آنان - مخاطبين به استفهام و سؤال از گوشت برادر مرده خوردن - گفتند در جواب آن « لا » يعنى اين عمل را دوست نمىداريم ، سپس به آنان گفته شد : « فكرهتموه فاكرهوا الغيبة و اتقوا اللّه » بنابراين جمله « اتقو اللّه » عطف بر جمله « فاكرهوا » است هرچند در لفظ ذكر نشده و در تقدير است همانطور كه جمله « انفجرت » در اين آيه شريفهء
اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ
« البقرة / 60 » عطف بر « ضرب » مقدّر است كه در لفظ ذكر نشده است ) .
و همانطور كه ملاحظه شد ابو على فارسى در بيان تقدير لفظى و اعرابى اصلا