« كما » را در تقدير نگرفت تا ابن شجرى بتواند تقدير بر آن اشكال وارد كند ، بنابراين او مانند قول اوّل فاء را فصحيه گرفته هرچند در بيان تقدير لفظى ، جمله شرطيه را ذكر نكرده است . بلكه ابو على فارسى در مقام معناكردن و توضيح اين تقدير لفظى گفته است : ( و معناى تقدير اين گونه است : « پس همانطور كه دوست نداريد گوشت برادر مرده را خوردن ، پس بايد دوست نداشته باشيد غيبتكردن را » هرچند « كما » نه در الفاظ آيه و نه در تقدير آن ذكر نشده است ) بنابراين ايشان در معناى كلى و غير تحت اللفظى آيه از « كما » به معناى « همانطور كه » استفاده كرده است . چون وقتى خداوند آن سؤال را از مخاطبين خود مىكند و آنان مىگويند دوست نداريم ، بنابر تقدير ابو على ، معناى آن تقدير گويا مىشود : « پس همانطور دوست نداريد كه گوشت بدن برادر مرده را بخوريد پس واجب است دوست نداشته باشيد غيبت را » ؛ زيرا مىشود در معناكردن غير تحت اللفظى از معانى الفاظى كه قريب به معناى الفاظ كلام است استفاده كرد به همين جهت ابو على فارسى مىگويد :
همانطور كه در معناى اين مثال « ما تأتينا فحدثنا » گفته مىشود : « كيف تحدثنا » « 1 » هرچند در عبارت « كيف » نمىباشد . « انتهى » پايان يافت كلام ابو على فارسى .
لازم به ذكر است كه مىتوان معناى « كما » را در آيه لحاظ كرد ، همانطور كه ابو على فارسى گفته است ، زيرا آيه در مقام تشبيه حكم گوشت برادر مرده خوردن به حكم غيبت است .
هذا يقتضي : بنابراين اين كلام ابو على فارسى اقتضا دارد كه اصلا « كما » در تقدير نبوده تا حذف شود ، بلكه معناى غير تحت اللفظى آيه آن را مىطلبد . بنابراين عبارت « كما كرهتموه فاكرهوا الغيبة » تفسير معنوى آيه است نه تفسير و بيان تقدير اعرابى و لفظى آيه ، در حالى كه بحث ما دربارهء تقدير لفظى است ، و حذف و ذكر از خصوصيات تقدير لفظى است .
هامش
( 1 ) - زيرا در هنگام معناكردن از لفظ « چگونه » استفاده مىشود چون متكلم مىخواهد بگويد : نيامده است مخاطب پس چگونه او قصهپردازى براى ما كند زيرا آمدن شرط تحديث است .