و تقدير آن اين گونه است : « إن كنت عاقلا فاعبد اللّه » .
فيه إجحاف : در اين قول اجحاف و اشكال فاحش است ، زيرا اين قول مستلزم دو خلاف اصل است : الف : حذف ادات شرطى كه علاوه بر ادات شرط بودن ، متضمن معناى فعل شرط نيز مىباشد زيرا « أمّا » نائب از « مهما يكن من شيء » است ، ب : تقديم مفعول فعل بر فاء رابطه .
2 - فاء ، زائده است كه هماكنون بين مفعول و فعل قرار گرفته و اصل و تقدير آيه اين گونه است : « بل فاعبد اللّه » اين قول ابو على فارسى و اخفش « 1 » است .
و فيه بعد : و در اين قول ، بعد و انحراف از حقيقت در اين مسأله است زيرا زائده بودن خلاف اصل است و گفته شد كه در نزد قائلين به زيادت فاء ، فاء زائده مواضع استعمال خاصى دارد كه دخول بر فعل انشائيهاى كه در موضع خبر نمىباشد از آن مواضع نيست .
3 - فاء ، عاطفه است و جمله انشائيه « اعبد اللّه » را عطف بر جملهء انشائيه محذوف « تنبّه » كرده است و چون معطوف عليه حذف شده است و بايد حروف عطف بين دو شى واقع شوند و در صدر كلام نباشند مفعول فعل مذكور در جملهء معطوف كه « اللّه » مىباشد مقدم شد تا اين اشكال لفظى مرتفع گردد و اصل و تقدير آيه اين گونه بوده است : « بل تنبّه فاعبد اللّه » ابن انبارى « 2 » و زجاج اين راى را در آيه احتمال دادهاند .
مسألة
متن الفاء في نحو : « خرجت فإذا الأسد » زائدة لازمة عند الفارسي و المازني و جماعة و عاطفة عند مبرمان . . .
شرح مسأله دوّم درباره فائى است كه بر « إذا » فجائيه داخل مىشود ، مانند :
هامش
( 1 ) - مشكل إعراب القرآن : 2 / 261 .
( 2 ) - البيان : 2 / 326 .