تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
أحدكم . . . » جواب آنان « لا » بوده كه بعد از استفهام و قبل از « فكرهتموه » در تقدير گرفته شده است و فاء در آيه فاء رابطهء جواب به شرط است كه ادات شرط و جمله شرط آن حذف شده است و به اين فاء كه بر جواب آمده و جمله شرط آن محذوف است فاء فصيجه گويند زيرا « فصحيه » در لغت به معناى كاشفه و مبيّنه است ، و چون اين فاء كاشف از شىء محذوف است فاء فصيحه ناميده مىشود ، و لكن در كيفيت تقدير آيه دو قول است : 1 - بعد از جواب مخاطبين به « لا » يك جمله شرط و جزاء در تقدير است كه از آن دو جمله ، فاء رابطه و خبر در جملهء اسميه جواب باقى مانده است و اصل و تقدير لفظى آيه اين گونه بوده است : « لا ، إذا كان كذلك فهذا كرهتموه » كه كلّ جمله شرط و كلمهء « هذا » در جملهء جواب حذف شده است و معناى تقدير و اصل آيه اين گونه مىشود : « اگر اينطور باشد كه گوشت برادر مرده خود را دوست نداريد بخوريد پس اين - غيبت - نيز دوست نداريد او را » به عبارت ديگر يعنى غيبت‌كردن نيز مثل گوشت برادر ميت خوردن است در اينكه شما دوست نداريد پس بنابراين مكروه بداريد غيبت را . زمخشرى « 1 » قائل به اين تقدير است . 2 - بعد از قول مخاطبين به « لا » در مقابل استفهام از دوست داشتن گوشت برادر مرده خوردن ، ابو على فارسى مىگويد تقدير معنوى آيه اين گونه است : « فكما كرهتموه فاكرهوا الغيبة » و فاء مثل قول اوّل فصيحه است زيرا جواب شرط محذوف است و تقدير لفظى آيه اين گونه است : « إذا كان كذلك فكرهتموه فاكرهوا الغيبة » و تنها فرق بين اين قول و قول اوّل در كيفيت تقدير جواب است زيرا جواب در قول اوّل جمله اسميه و در قول دوّم جمله فعليه است و در ضمن يك جمله انشائيه نيز بعد از آن در تقدير است . شيخ طوسى « 2 » و طبرسى « 3 » قائل به اين تقدير هستند . و ضعّفه ابن الشجري : ابو سعادات بن شجري ضعيف دانسته است تقدير
هامش
( 1 ) - الكشاف : 4 / 373 . ( 2 ) - البيان : 9 / 351 . ( 3 ) - مجمع البيان : 5 / 137 .