تنبيه
متن قيل : الفاء تكون للاستئناف كقول جميل بن عبد اللّه :
« ألم تسأل الرّبع القواء فينطق * و هل تخبرنك اليوم بيداء سملق » « 1 »
شرح بعضى از علماى نحو مانند فراء « 2 » و ابن هشام « 3 » گفتهاند : به غير از فاء عاطفه و رابطه و زائده ، قسم چهارمى نيز براى فاء مىباشد و آن استيناف است به اين معنا كه جمله بعد از آن ، جمله مستأنفه بوده و از حيث لفظ و اعراب ، ارتباطى با جمله قبل از فاء نداشته و آن جمله نيز محلى از اعراب ندارد هرچند از حيث معنا بىارتباط با جمله قبل نمىباشد ، و براى اثبات اين ادعا به شعر جميل بن عبد اللّه بن معمر ندرى از شعراى قرن اوّل اسلام استدلال شده است و شاهد در شعر ، استينافيه بودن فاء مىباشد زيرا بر فعل قبل از فاء حرف جازم « لم » قرار دارد و اگر فاء عاطفه بود بايد فعل « ينطق » مجزوم مىشد زيرا معطوف عليه « تسأل » مجزوم است و اگر فاء سببيه مىبود ، بايد فعل مابعد منصوب بوسيله « أن » مقدر مىگشت ، و در ضمن زائده و رابطه بودن آن نيز در اينجا صحيح نيست چون شرايط آن دو در اينجا محقق نيست ، بنابراين فاء استينافى است و فعل مضارع بعد از آن مرفوع مىباشد و علما در مقام ذكر تقدير جمله ، آن را اين گونه « فهو ينطق » بيان مىكنند .
و مانند اين آيه است ، آيهء شريفه :
فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« البقرة / 117 » به رفع « يكون » ، پس در اين آيه نيز فاء استينافيه است و تقدير آن « فهو يكون » مىباشد .
و التّحقيق : قول صحيح و تحقيقى اين است كه فاء در اين شعر و آيه و موارد مشابه آنكه توهّم استينافيه بودن فاء مىشود ، براى عطف مىباشد و در اين
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 57 ، شرح شواهد المغني : 1 / 474 ، همع الهوامع : 2 / 131 ، اللباب : 106 ، الكتاب :
1 / 494 ، شرح ابن يعيش : 7 / 36 ، شذور الذهب : 300 ، أوضح المسالك : 3 / 178 ، معاني القرآن : 1 / 27 ، البهجة المرضية : 195 ، التصريح على التوضيح : 2 / 240 .
( 2 ) - معاني القرآن : 1 / 27 .
( 3 ) - أوضح المسالك : 3 / 178 .