« يتذبذب » محلا منصوب ، حال از « ضاحي » مىباشد .
معناى شعر : « زمانى كه نگه داشت - جان خود را از ضربت شمشيرم - به واسطه دستى كه بزرگ بود حجم و اندازهء آن ، محققا واگذاردم - بعد از شمشير زدن - ظاهر پوست دست او را - دست او را قطع كردم - در حالى كه به شدت مىلرزيد » .
نكته : كسانىكه زيادت فاء را قبول ندارند ، در اين شعر مىگويند : فاء عاطفه است و « تركت » را عطف بر جملهاى مىكند كه آن جمله جواب شرط بوده است و در تقدير اين گونه است : « ضربت فتركت » .
« مسألة »
متن الفاء في نحو :
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ
« الزمر / 96 » جواب لأمّا مقدّرة عند بعضهم و فيه إجحاف . . .
شرح در آخر بحث فاء سه مسأله درباره شناخت نوع فاء در سه شكل جمله كه بسيار مورد استعمال است ، مطرح مىگردد . مسأله اوّل دربارهء شناخت نوع فاء در جملاتى مانند اين آيه شريفه است :
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ
« الزمر / 66 »
كه فاء بر جمله انشائيه آمده و قبل از فاء مفعول آن فعل انشايى است :
در اين مسأله سه قول است :
1 - فاء رابطه جواب براى شرط است كه شرط آن « أمّا » بوده كه حذف شده و تقدير و اصل آيه اين گونه بوده است « بل أمّا فاعبد اللّه » كه در آيه هماكنون آن مفعول به جهت فصل بين ادات شرط و فاء جواب مقدم شده است . زمخشرى « 1 » قائل است كه فاء ، رابطهء جواب شرط محذوف است لكن ادات شرط آن « أمّا » نمىباشد
هامش
( 1 ) - الكشاف : 4 / 142 .