« تنبيه »
متن كما تربط الفاء الجواب بشرطه كذلك تربط شبه الجواب بشبه الشرط . . .
شرح همانگونه كه فاء رابطه ، ايجاد ارتباط بين جواب و شرط آن مىكند ، همچنين ارتباط بين شبه جواب و شبه شرط نيز برقرار مىكند و دلالت بر ترتب و ارتباط سبب و مسببى بين اين دو مىكند .
بايد دانست كه الفاظى شبه شرط هستند كه داراى معناى عام و مبهم همانند ادات شرط بوده و بعد آن جمله و يا شبه جملهاى ذكر مىشود كه علّت وقوع فعل ديگرى باشد كه اين فعل ديگر به عنوان شبه جواب ذكر مىشود و اين الفاظ كه داراى معناى شبه شرط هستند دو قسم مىباشند كه عبارتند از :
1 - اسم موصول به شرط اينكه جملهء صلهء آن جمله فعليه باشد و فعل آنچه مذكور باشد و چه مقدر ، معناى استقبالى داشته باشد .
2 - اسم نكرهاى كه بعد از آن جملهاى به عنوان صفت آن آمده كه فعل آن معناى استقبالى دارد .
لازم به ذكر است كه آن موصول و اسم نكره در جمله ، مبتدا بوده و صله و صفت اين دو ، سبب وقوع خبر براى آن مبتدا مىباشد . به همين جهت كه مضمون خبر ، لازم و حتمى و مترتب بر مبتدا مىباشد و مضمون مبتدا به همراه صفت و يا صله ، سبب براى تحقق خبر مىباشد به اين دو ، شبه شرط و شبه جواب گويند و به همين جهت جايز است فاء بر خبر داخل شود ، مانند : « الّذى يأتيني فله درهم » شاهد در اين مثال وقوع فاء رابطه بر خبر « شبه جواب » است كه مبتداى آن « الذى » شبه شرط است و متكلم با قرار دادن فاء بر خبر قصد بيان ترتب وقوع خبر بر وقوع مبتدا را دارد و وقوع و لزوم دادن درهم را مترتب و مسبب از آمدن آن شخص مىداند ، بطورىكه اگر نيايد ، دادن درهم به او منتفى مىگردد لكن اگر اين فاء بر خبر نباشد ، اين جمله دو احتمال دارد : الف : احتمال ترتّب فوق الذكر ؛ ب : احتمال عدم