اسميه مىباشد زيرا اصل در اسماء جمود است .
وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَرِيناً فَساءَ قَرِيناً
« النساء / 38 »
شاهد : دخول فاء رابطه بر جمله فعليه جوابيهاى مىباشد كه فعل آن « ساء » جامد است .
3 - جمله فعليه انشائيه ، مانند قول خداوند متعال :
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« آل عمران / 31 »
معناى آيه : « اگر شما مىباشيد كه دوست مىداريد خدا را پس بايد تابعيت كنيد مرا كه در اين صورت دوست مىدارد خدا شما را » .
و مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام در خطبهء قاصعه در ذم ابليس و نكوهش تعصب او در برترى بر انسان و برحذر داشتن مردم از پيروى از ابليس :
فإن كان لا بد من العصبية فليكن تعصبكم لمكارم الخصال و محامد الأفعال . « 1 »
معناى خطبه : « پس اگر گريزى نباشد از عصبيت ، پس بايد بوده باشد همت و عصبيّت شما براى كسب مكارم اخلاق و افعال پسنديده » .
شاهد : آيه و خطبه وقوع فاء رابطه بر جمله فعليه انشائيه است زيرا تمامى صيغ امر داراى معناى انشاء هستند .
و مانند : « إن قام زيد فو اللّه لأقومن » كه شاهد دخول فاء بر جمله جواب شرط كه انشائيه مىباشد است زيرا جمله قسميه ، انشائيه است و مانند : « إن لم يتب زيد فيا خسره رجلا » شاهد در وقوع فاء رابطه بر جمله جواب شرط كه انشايى مىباشد است زيرا جملهء ندائيه ، انشائيه است و « يا » در مثال اخير حرف نداء و « خسره » مناداى مضاف و « رجلا » تمييز براى « خسره » است . لازم به ذكر است كه هر گاه منادا از اوصاف نامطلوب مثل زيانكار شدن بود ، حروف ندا براى ندبه و تعجب استعمال مىشود ، و معناى مثال : « اگر زيد توبه نكند اى واى بر زيانكارى او » است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ط 234 / 799 .