معناى شاهد : « پس حضرت موسى مشت زد او را و به همين سبب حكم قضا و مرگ جارى كرد بر آن شخص » .
و مثال براى قسم دوّم - عطف صفت بر صفت - در حالى كه فاء معناى سببيّت دارد ، اين آيه شريفه مىباشد كه در بيان كيفيت حال جهنّميان است :
لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ
« الواقعة / 52 - 54 »
معناى آيه : « موكّدا آنان خورنده هستند از درخت جهنمى زقّوم ، به همين سبب پركننده هستند از آن شكمهايشان را و به همين سبب آشامندگان هستند بر آن از آب گرم و جوشان » .
شاهد : معناى سببيّت داشتن فاء در آيه است در حالى كه معطوف و معطوف عليه آن صفت و از مشتقات فعل مىباشد . و شايان ذكر است كه فاء در آيه معناى سببيّت دارد زيرا كه علّت پر شدن شكم از شجر زقوم ، خوردن آن است و علّت شرب حميم پر شدن شكم است كه قبل از فاء ذكر شده است .
و قد تجيء فى ذلك : همانطور كه گفته شد غالبا فاء عطفكنندهء جمله بر جمله يا صفت بر صفت داراى معناى سببيت است ، لكن گاهى فاء قرار مىگيرد در اين موضع - عطف جمله و صفت - در حالى كه فقط براى بيان ترتيب بين مضامين اين دو جمله در خارج است و نه بيان سببيت ماقبل براى مابعد . مثل اين آيهء شريفه كه در حكايت داستان مهمانان حضرت ابراهيم عليه السّلام است :
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ « فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ » قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ
« الذاريات / 24 - 27 »
شاهد : عدم دارا بودن معناى سببيّت براى فاء در شاهد است و فاء در آيهء شاهد تنها براى بيان ترتيب خارجى و واقعى وقوع معطوف و معطوفاليه مىباشد ، كه از موارد غير غالبى فاء عاطفه جمله بر جمله و صفت بر صفت است .
معناى آيه شاهد : « پس رفت به سوى اهل خود سپس حضرت ابراهيم آورد گوساله چاق كبابشدهاى را و فرمود خواهش مىكنم ميل بفرمائيد »