الثّانى من أوجه الفاء : دوّمين وجه و صنف فاء مفرده ، فاء رابطه جواب و جزاء با شرط مىباشد و اين رابطه بودن در جائى است كه جواب صلاحيت براى وقوع در محل جملهء شرطيهء را هرگز نداشته باشد ، و ابن مالك در بيان مواضعى كه بر جواب شرط ، واجب است فاء داخل شود مىگويد :
و اقرن بفاء حتما جوابا لو جعل * شرطا ل « إن » أو غيرها لم ينجعل
و اينگونه جملهء جوابى كه واجب است بر آنها فاء رابطه داخل شود منحصر در شش جمله است :
1 - جمله اسميه ، مانند قول خداوند متعال خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله :
إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« الأنعام / 17 »
و قول كميت در مدح آل البيت عليهم السّلام :
و هم رائموها غير ظئر و أشبلوا * عليها بأطراف القنا و تحدّبوا
« فإن هي لم تصلح لقوم سواهم * فإنّ ذوي القربى أحقّ و أقرب » « 1 »
تركيب شعر : « إن » شرطيه ، « هي » فاعل فعل محذوف كه « لم تصلح » آن را تفسير مىكند ، « لقوم » متعلّق به « تصلح » و « سواهم » مضاف و مضافاليه صفت براى « قوم » مرجع ضمير « هم » ، انصار مىباشد و مصرع دوّم جواب شرط است ، « إنّ » از حروف مشبهة بالفعل و « ذوي » اسم آن و مضاف به « القربى » و « أحقّ » خبر آن است .
و شاهد در آيه و شعر ، وقوع جمله اسميه در جواب شرط و وقوع فاء رابطه بر آن است .
معناى شعر : « اگر دعوت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اسلام شايسته براى قومى غير از انصار نيست پس ذوى القربى أحق و اقرب به اين دعوت مىباشند » .
2 - جمله فعليهاى كه مانند و شبيه جمله اسميه است و آن جمله فعليهاى است كه فعل آن جامد باشد و جمله فعليهاى كه فعل آن جامد است شبيه جمله
هامش
( 1 ) - شرح الهاشميات : 43 ، الروضة المختارة : 34 .