قول امرى القيس :
« قفانبك من ذكرى حبيب و منزل * بسقط اللّوى بين الدّخول فحومل » « 1 »
شاهد : معناى واو داشتن فاء در شعر است زيرا كلمه « بين » يا اضافه به اشياء متعدد معطوف به حرف واو مىشود ، مانند « جلست بين زيد و عمرو » و يا خود كلمه « بين » با مضافاليه تكرار مىشود مانند « بينه و بينك » و يا به شى واحدى كه در حكم متعدد است اضافه مىگردد ، مانند : « جلست بين العلماء » و چون در شعر « بين » تكرار نشده و اضافه به شيء واحد در حكم متعدد نيز نشده است ، پس شعر از قسم اوّل است كه بايد واو عاطفه بين معطوف و معطوفعليه وجود داشته باشد و چون فاء به جاى آن قرار دارد بنابراين فاء به معناى واو است .
تركيب شعر : « قفا » فعل امر تثنيه مذكر و يا فعل امر مفرد مذكر ، با الف مبدّل از نون تاكيد خفيفه ، « نبك » فعل مضارع متكلم مع الغير مجزوم در جواب فعل امر ، جار و مجرور متعلّق به « نبك » و « حبيب » مضافاليه و « بسقط » جار و مجرور متعلّق به فعل يا به شبه فعل عام ، صفت براى « منزل » و يا متعلّق به « قفا » است و « اللّوى » مضافاليه و « بين » ظرف و مضاف به « الدّخول » و متعلّق به شبه فعل عام ، حال براى « سقط اللّوى » .
معناى شعر : « بايستيد تا گريه كنيم از جهت ياد دوستان و ياد آن منزل كه در ناحيه سقط اللّوى - مكانى كه رملهاى پيچيده دارد - در حالى كه آنجا بين دو مكان دخول و حومل است » .
بنابراين از اين شعر و آيهء قبل نتيجه گرفته مىشود كه لازم نيست دائما فاء عاطفه معناى تعقيب داشته باشد ، به همين جهت مىتوان گفت كه در آيهء مورد بحث در سورهء حج ، فاء داراى معناى تعقيب نبوده بلكه داراى معناى « ثمّ » كه تراخى و با فاصله بودن وقوع معطوف بعد از وقوع معطوفعليه است ، و در اين
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 21 ، شرح شواهد المغني : 1 / 463 ، شرح المعلقات السبع : 7 ، الخزانة : 4 / 397 ، شرح الشافية : 2 / 316 ، قطر الندى : 80 ، همع الهوامع : 2 / 131 ، الإنصاف : 656 ، شرح الاشموني : 3 / 309 ، الكتاب :
2 / 357 ، أوضح المسالك : 3 / 40 ، التصريح على التوضيح : 2 / 136 .