الفاء للتّرتيب باتصال * و « ثمّ » للتّرتيب بانفصال
و بايد دانست كه ترتيب و اتصال هرچيزى بهحسب و طبق ضوابط خاص خود است ، يعنى اينطور نيست كه معطوف بعد از فاء ، فورا و بدون درنگ و بلافاصله زمانى بعد از وقوع معطوفعليه واقع شود بلكه مراد اين است كه وقوع حكم معطوف در اوّلين زمان ممكن بعد از وقوع حكم معطوفعليه به مقتضاى خصوصيت وجودى آن صورت گرفته است و بنابراين بايد توجه داشت كه اوّلين وقت ممكن وقوع حكم معطوف گاهى فورا و بلافاصله بعد از وقوع حكم معطوف عليه است ، مانند : « جاء زيد فعمرو » و گاهى اوّلين وقت ممكن وقوع حكم معطوف بعد وقوع حكم معطوفعليه با يك فاصلهء زمانى است ، مانند : « تزوّج فلان فولد له » يعنى « فلانى ازدواج كرد سپس در اوّلين وقت ممكن مولودى براى او آورده شد » و اين كلام در وقتى گفته مىشود كه بين ازدواج و صاحب بچه شدن فقط مدت حاملگى زن باشد بنابراين بعد از ازدواج در اوّلين وقت ممكن براى بچهدار شدن ، معطوف صورت گرفته هرچند فاصله زمانى بين اين دو - كه لازمهء تحقق معطوف است - زياد مىباشد كه گاهى ششماه و گاهى نه ماه است .
و در اين آيه شريفه :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً
« الحج / 63 »
بين علما در معناى تعقيب داشتن فاء در آيه اختلاف است ، گروهى مىگويند فاء در اين آيه عاطفه بوده و داراى معناى تعقيب مىباشد و همانطور كه گفته شد معناى تعقيب بهحسب شرايط و خصوصيت وقوعى معطوف و معطوفعليه است و در آيه فاء دلالت مىكند سرسبزى زمين در اوّلين زمان ممكن بعد از باريدن باران از آسمان مىباشد . و برخى ديگر مىگويند كه فاء در آيه داراى معناى سببيّت است و دلالت بر سببيّت ماقبل براى مابعد مىكند و فاء سببيت ، مستلزم معناى تعقيب و فوريت وقوع مسبب بعد از وقوع سبب نمىباشد چنانكه در مثال : « إن يسلم فهو يدخل الجنة » فاء دال بر سببيت اسلام براى دخول در بهشت است ولى وقوع مسبب ( دخول در بهشت ) بلافاصله و بدون مهلت بعد از اسلام آن شخص