و لا تتعرّف « غير » بالإضافة ؛ لشدة إبهامها : كلمه « غير » با اضافه شدن هرچند مضافاليه آن معرفه باشد ، معرفه نمىگردد زيرا اين كلمه ذاتا شديدا ابهام دارد بطورىكه اگر اضافه نشود در نهايت ابهام بوده و اگر اضافه به كلمهاى نيز بشود معناى آن ، چيزى به غير از مضافاليه مىباشد كه تمامى عالم به جز آن مضافاليه مصداق آن خواهد بود به همين جهت علما مىگويند : « غير » كلمهاى است كه هر چه به أعرف اضافه شود أنكر خواهد شد .
نكته : بعضى از أسماء در صورت اضافه ، معرفه نمىشوند هرچند مضافاليه آن معرفه باشد ، مانند : « غير ، مثل ، شبه ، خدن » . « 1 »
و تستعمل « غير » المضافة لفظا على وجهين : بايد دانست كه اگر « غير » قطع از اضافه گردد همانطور كه بيان شد يا اسم « ليس » و يا خبر آن است . لكن اگر كلمه « غير » اضافه شد و در عبارات به صورت مضاف استعمال گرديد داراى يكى از اين دو عنوان زير مىباشد :
أحدها : اوّلين عنوان آنكه ، اصل و مطابق وضع و معناى « غير » مىباشد ، اين است كه صفت بوده و دلالت بر تغاير موصوف با مضافاليه مىكند ، و موصوف آن دو چيز مىتواند باشد :
1 - نكره : مانند قول خداوند متعال در بيان حال كفار وقتى كه در آتش جهنم در عذابند :
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
« فاطر / 37 »
شاهد : وصف واقع شدن « غير » از اسم نكره « صالحا » است .
معناى آيه : « و كفّار فرياد و ضجّه مىزنند در جهنم كه اى پروردگار ما را خارج كن از آتش جهنم ، تا انجام دهيم اعمال صالح را كه اينچنين صفت دارد غير اعمالى است كه انجام دادهايم آن را » .
و مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام در بيان عظمت ذات اقدس خداوند :
هامش
( 1 ) - براى تحقيق مراجعه شود به شذور الذهب : 327 .