2 - لفظ مضافاليه « غير » در نيّت ثبوت نباشد ، كه در اين صورت نيز دو احتمال براى حركت « غير » وجود دارد :
الف : « غير » منصوب و منوّن باشد « قبضت عشرة ليس غيرا » كه در اين صورت « غير » خبر « ليس » مىباشد و حركت نصب اعرابى بوده و بنا بر خبريت « غير » براى « ليس » است و مضافاليه « غير » لفظا در نيّت ثبوت نمىباشد .
ب : « غير » مرفوع و منوّن باشد « قبضت عشرة ليس غير » كه در اين صورت مضافاليه آن لفظا در نيت ثبوت نمىباشد و رفع آن بنا بر اسم بودن آن براى « ليس » است .
شايان ذكر است كه علّت وجود تنوين در اين دو صورت ، عدم لحاظ و در نيت نبودن مضافاليه است ، چون مضافاليه در تمامى مواضع ، مانع وجود تنوين در مضاف مىشود ، همانگونه كه در فرض در نيّت بودن لفظ مضافاليه « غير » مانع تحقق تنوين بر آن بود .
بايد دانست كه حركت نصب و رفع ، اعرابى مىباشد زيرا اين تنوين كه ملحق بر اين كلمه در اين صورت مىشود يا تنوين تمكين است كه اين تنوين تنها ملحق به اسمهاى معرب مىشود و يا تنوين تعويض و بدل از مضافاليه محذوف است كه گويا مضافاليه ذكر شده است و « غير » اضافه به آن گرديده و كلمه « غير » در صورت اضافه معرب مىباشد ، و از اقسام ديگر تنوين مانند تنوين تنكير كه ملحق به اسمهاى مبنى مثل اسم فعل « صه » مىشود ، و مانند تنوين مقابله كه ملحق به جمع مؤنث سالم « مسلمات » و تنوين ترنم كه ملحق به كلمات براى تصحيح قافيه در شعر مىشود ، نمىباشد .
نكته : بايد دانست كه شرط تقدم « ليس » در جواز قطع « غير » از اضافه را ، كثيرى از علما قبول ندارند و وقوع « ليس » يا « لا » را كافى در حذف مضافاليه مىدانند . « 1 »
هامش
( 1 ) - براى تحقيق مراجعه شود به اللباب : 164 و شرح الاشموني : 2 / 276 .