نكته : بايد دانست كه اسماء دائم الاضافة بر دو نوع هستند : 1 - دائم الاضافة به جمله ، مانند : « إذ » 2 - دائم الاضافة به مفرد ، مانند : « كلّ » و اين نوع بر دو قسم است :
الف : دائم الإضافة لفظا و معنا كه واجب است مضافاليه در كلام ذكر گردد ، مانند : « كلا و كلتا » .
ب : دائم الاضافة معنا كه جايز است لفظ مضافاليه ذكر نگردد و در نيت ، معناى آن لحاظ شده باشد ، مانند « كلّ ، بعض » .
كلمه « غير » از اسماء دائم الاضافة معنوى به مفرد است . « 1 »
و بعض الأسماء يضاف أبدا * و بعض ذا قد يأتي لفظا مفردا
و يقال : « قبضت عشرة ليس غيرها » : بر اساس آن قاعدهء مذكور درباره اضافه « غير » و شرايط حذف لفظى مضافاليه آن ، گاهى گفته مىشود : « قبضت عشرة ليس غيرها » كه در اينجا مضافاليه آن لفظا نيز ذكر شده است و در اعراب « غير » در اين مثال دو وجه جايز است :
الف : رفع بنا بر اينكه اسم « ليس » باشد و خبر آن « مقبوضا » بوده كه به قرينهء « قبضت » كه در قبل مذكور است حذف شده است و تقدير مثال اين گونه است :
« قبضت عشرة ليس غيرها مقبوضا » يعنى : « أخذ كردم ده - درهم - را كه اينچنين صفت دارد كه نمىباشد غير آن ده - درهم - مأخوذ و مقبوض » .
ب : نصب « غير » بنابر اينكه خبر براى « ليس » باشد و اسم آن ضمير مستتر در « ليس » است كه عود به اسم مفعول « قبضت » مىكند و تقدير مثال اين گونه است :
« قبضت عشرة ليس المقبوض غيرها » يعنى : « گرفتم ده - درهم - را كه اينچنين صفت دارد كه نمىباشد مقبوض غير از آن ده - درهم - » .
و در اين مثال مىتواند مضافاليه « غير » لفظا حذف گردد لكن واجب است معنا آن مضافاليه لحاظ شود و در اين حال دو صورت مىشود فرض كرد :
هامش
( 1 ) - براى تحقيق مراجعه شود به أوضح المسالك : 2 / 183