تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
معناى شعر : « آيا بيتابى مىكنى بدليل آمدن مرگ نفسى - شخصى - بر آن نفس ، پس چرا دفع نمىكنى چيزى را - موتى را - كه در پيش رويت است » . الوجه الثّانى : دوّمين وجه از وجوه سه‌گانه « عن » اين است كه حرف مصدرى بوده و جمله بعد را مانند « أن » تأويل به مصدر مىبرد ، و اين وجه از « عن » در لغت بنى تميم است زيرا آنان در مثل عبارت « أعجبني أن تفعل » به جاى « أن » ، « عن » مىگويند و همين كار را با همزه « أنّ » نيز مىكنند و مىگويند كه در هنگام شهادت به رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله : « أشهد عنّ محمّدا رسول اللّه » و به همين جهت كه اين قبيله بسيار زياد « عن » استعمال مىكنند و بدل از « أن » و « أنّ » نيز استفاده مىكنند و به اين نحوه گفتار آنان « عنعنه تميم » گويند ، همانطور كه قبيله ربيعه چون در اواخر بعضى از كلمات خصوصا ضماير ، حرف شين اضافه مىكنند و به عنوان مثال در « إنّك » مىگويند : « إنّكش » به اين نحوه گفتار آنان مىگويند : « كشكشة ربيعه » و قبيله بهراء در اوائل افعال ، حرف تاء اضافه مىكنند و مثلا در « يعملون » مىگويند « تيعلمون » و قبيله هوازن در اواخر ضماير ، حروف سين اضافه مىكنند و مثلا در « إنّك » مىگويند : « إنّكس » به همين جهت مىگويند : « تلتله بهراء » و « كسكسة هوازن » . نكته : مىتوان اين وجه را انكار كرد و گفت در حقيقت اين وجه همان « أن » است لكن قبيله بنى تميم چون براى آنان تلفظ به همزه مشكل بوده است با لهجهء عين آن را بيان مىكرده‌اند ، مگر اينكه براى مستقل قرار دادن بحث از آن ، اين‌گونه توجيه كرد كه چون بحث پيرامون مفردات كليه اقوام عرب است بنابراين ذكر آن مستقلا موضوعيت دارد . الثّالث : سوّمين وجه از وجوه سه‌گانهء « عن » اين است كه اسم و به معناى « جانب » مىباشد و اسميت « عن » حتمى و متعين در سه موضع و محل است : 1 - داخل بر آن حرف جر « من » شود زيرا اگر « عن » حرف بود هرگز حرف جر بر آن داخل نمىشد مانند قول قطرى بن فجاءة از شعراى قرن اوّل اسلام و از كسانى كه با حجاج بيعت نكرد و حجاج لشكرى را براى قتل او فرستاد و او با اين شعر حال
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 227 | غلامعلى صفايى