تركيب شعر : « آس » فعل امر از باب مفاعلة « مواساة » و ماضى آن « أءسيته - آسيته » است و « سراة » مفعولبه است به معناى اشراف كه اضافه به « الحىّ » به معناى قبيله شده است و « حيث » ظرف زمان متعلّق به فعل امر مقدّم و مضافبه جمله بعد است ، « وانيا » اسم فاعل « ونى - يني » خبر فعل ناقصه و اسم آن « أنت » مستتر در آن است و جار و مجرور متعلّق به « وانيا » مىباشد و معناى « حمل الرباعة » عبارت است از « نجوم الحمالة » يعنى آنچه كه قسطى و به صورت نجومى از ماليات پرداخت مىشود .
معناى شعر : « اسوه و الگو قرار ده بزرگان قوم را و كمك مالى به آنان كن هر زمان كه ملاقات مىكنى آنان را و نبوده باش كاهل و سست در پرداخت اقساط و ماليات نجومى و ماهيانه خود » .
قيل : لأنّ : درباره وجه استدلال به اين شعر براى اثبات معناى ظرفيت داشتن « عن » گفته شده است كه چون « عن » متعلّق به « وانيا » است و مادهء « ونى » لازم است و اين فعل متعدّى نمىگردد مگر بواسطه حرف جر « في » مانند آيه شريفهء :
لا تَنِيا فِي ذِكْرِي
« طه / 42 »
بنابراين در شعر كه متعدّى با « عن » شده است معناى « في » دارد زيرا هرگاه فعلى با حرف جر خاصى متعدّى شود و در عبارتى حرف جر ديگرى جاى آن حرف جر خاص قرار گيرد اين حرف جر ، معناى آن حرف جر خاص را مىدهد .
و الظاهر : لكن بايد دانست كه اين تعليل غلط است زيرا ماده « ونى » با هردو حرف جر « في » و « عن » متعدّى مىشود ، ولى « ونى عن كذا » يعنى گذشت از آن « كذا » و داخل آن نشد . « كذا » كنايه از مكان و امثال آن است و « وني في كذا » يعنى داخل شد در آن مكان و در آن اقامت گزيد . بر اين اساس « عن » مىتواند در شعر به معناى مجاوزت بوده و مفيد معناى ظرفيت نباشد ، بنابراين با اين شعر نمىتوان اين معنا را براى « عن » اثبات كرد .
السّابع : هفتمين معناى « عن » هممعنائى با « من » و ترادف با اين كلمه مىباشد ، و علامت آن ، اين است كه بتوان در عبارت « من » را به جاى « عن » قرار داد