2 - دوّمين جايى كه متعيّن است « عن » اسميه باشد در عباراتى است كه حرف جر « على » بر آن داخل شده است . و اين قسم نادر و بسيار كم است و در ديوانهاى اشعار تنها يك بيت از اين نوع استعمال وجود داشته و ضبط شده است و آن اين قول شاعر است :
« على عن يميني مرّت الطير سنّحا * و كيف سنوح و اليمين قطيع » « 1 »
شاهد : دخول « على » بر « عن » اسميه به معناى « جانب » است .
تركيب شعر : جار و مجرور متعلّق به « مرّت » و « عن » اضافه به « يميني » شده است و « الطير » فاعل آن و « سنّحا » جمع « سانح » و حال از « الطير » است « كيف » خبر مقدّم و « سنوح » مبتداى مؤخر است و ماده « سنح » به معناى عبور از طرف راست به طرف چپ مىباشد كه بعضى اعراب - اهل حجاز - آن را نشانه وقوع امور شر مىدانستهاند .
معناى شعر : « بر طرف راستم عبور كرد پرنده در حالى كه از طرف راست مىآمد و به سمت چپ در حركت بود و چگونه به طرف چپ آمدن است در حالى كه طرف راست من را قطع مىكند و به سمت چپ من آن پرنده مىآيد » .
3 - سوّمين موضعى كه متعين است كه « عن » در آنجا اسميه باشد ، جائى است كه مجرور « عن » كه مضافاليه آن است و فاعل متعلّق آن ، هردو ضمير و داراى يك مصداق و مسمى و مرجع باشند ، اين موضع سوّم را أخفش گفته است و اين قسم مانند قول امرء القيس خطاب به خالد بن سدوس است كه بعد از دزديدن شتر امرء القيس توسط باعث بن حويص ، با قوم خود رفتند و شتر امرء القيس را پس گرفتند ، لكن در همين زمان « دثار » گلهدار امرء القيس شتران باردار او - امرء القيس - را دزديد :
« دع عنك نهبا صيح في حجراته * و لكن حديثا ما حديث الرواحل » « 2 »
شاهد : اسميه بودن « عن » در وقتى است كه مجرور آن و فاعل فعل قبل از آن
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني البيب : 3 / 213 ، شرح شواهد المغني : 1 / 440 ، همع الهوامع : 2 / 36 .
( 2 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 315 ، شرح شواهد المغني : 1 / 440 ، لسان العرب : 4 / 168 ، همع الهوامع : 2 / 29 .