« مع » مىباشد ، بطورىكه مىتوان از حيث معنا به جاى « على » به اين معنا ، كلمهء « مع » را در عبارت قرار داد ، مانند اين قول خداوند متعال كه در بيان خصوصيات نيكوكاران است :
وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ
« البقرة / 177 »
شاهد : دارا بودن « على » معناى مصاحبت است .
معناى شاهد : « مىدهد مال خود را با اينكه علاقه به آن مال دارد » .
الثّالث : سوّمين معناى « على » مجاوزت مانند « عن » است بطورىكه مىتوان به جاى « على » كه داراى اين معناست كلمه « عن » را جايگزين گرد ، مانند قول قحيف عقيلى در مدح حكيم بن مسيب قشيرى :
« إذا رضيت عليّ بنو قشير * لعمر اللّه أعجبني رضاها » « 1 »
شاهد : در معناى مجاوزت داشتن « على » در شعر است كه به معناى « عن » مىباشد چون فعل « رضى » با « عن » متعدّى مىشود مانند قول خداوند متعال :
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
« المائدة / 119 »
و بايد دانست فعلى كه با حرف جر خاصى متعدّى مىشود اگر با حرف جر ديگرى متعدّى گردد اين حرف جر ديگر داراى معناى همان حرف جر خاص است .
تركيب شعر : « إذا » ظرفيه متضمّن معناى شرط و « رضيت » فعل شرط و جار و مجرور متعلّق به آن ، « بنو قشير » فاعل فعل شرط است و « لام » ابتدائيه است و « عمر » مبتدا و اضافه به « اللّه » و خبر آن « يمينى » محذوف است و اين جمله اسميه جملهء معترضه بين شرط و جزاى آن است ، و جمله بعد از آن ، جواب شرط و « رضاها » مضاف و مضافاليه فاعل « أعجبني » مىباشد .
معناى شعر : « اگر زمانى راضى شوند از من بنو قشير - قسم به عمر و حيات
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 232 ، شرح شواهد المغني : 1 / 416 ، أوضح المسالك : 2 / 138 ، شرح ابن عقيل : 2 / 25 ، همع الهوامع : 2 / 28 ، الإنصاف : 63 ، شرح ابن يعيش : 1 / 120 ، شرح الكافية : 2 / 342 ، شرح الاشموني : 2 / 222 .