جار و مجرور متعلّق به « تحملون » است و مىدانيم كه چيزهائى كه با چهارپايان و كشتى حمل مىشوند ، بهدرستى بر خود اين دو قرار مىگيرند .
معناى آيه : « بر چهارپايان و بر كشتىها حمل گرديده مىشويد » .
ب : مجازى : كه چيزى حقيقتا بر مجرور « على » واقع نشده بلكه در كنار آن مجرور به وقوع پيوسته است ، مانند قول خداوند در حكايت قول حضرت موسى در هنگامى كه او و قومش در سرماى بيابان گم شده بودند :
إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ « أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً »
« طه / 10 »
شاهد : در معناى استعلاى مادى مجازى داشتن « على » در آيه است ، زيرا مراد از « هدى » اسم فاعل آن است و « هادى » و شخص هدايتكننده بر آتش نمىنشيند بلكه در كنار آتش است .
معناى آيه : « زمانى كه ديد حضرت موسى آتشى ، پس گفت براى قوم خود بايستيد همان من مىبينم آتشى را ، اميد است كه براى شما بياورم از آن آتش ، پارهاى از آن ، و يا بيابم در كنار آن آتش شخص راهنمائىكنندهاى » .
و مانند قول عبيد اللّه بن حر جعفى در سوگ امام حسين عليه السّلام و اصحاب او در هنگامى كه از دست عبيد اللّه بن زياد فرار كرد و در كنار قبور شهدا قرار گرفت و پشيمان از يارى نكردن آن امام بود :
فياندمي أن لا أكون نصرته * ألا كلّ نفس لا تسدّد نادمة
« وقفت على أجداثهم و محالهم * فكاد الحشى ينقض و العين ساجمة » « 1 »
شاهد : در معناى استعلاى مادى مجازى براى « على » در شعر است ، زيرا انسان بر قبر عزيزان نمىايستد بلكه در كنار آن قبر قرار مىگيرد .
هامش
( 1 ) - أدب الطف : 5 / 458 ، نفس المهموم : 497 .