شاهد : وقوع فعل مضارع مقرون به سين در خبر « عسى » است .
معناى شعر : « اميد است گروهى از قبيله طى كه اينچنين صفت دارد از قبيله طى مىباشند بعد از اين حالت وقفه در جنگ به زودى خنك كنند گرماى كليهها و استخوانهاى پهلوها را » كنايه از گرفتن انتقام است كه بنا به نظر شاعر موجب نشاط درونى خواهد شد .
تركيب شعر : « طيى » اسم « عسى » و جار و مجرور صفت آن و « بعد هذه » متعلّق به « ستطفى » كه خبر « عسى » است « غلّات » جمع « غلّة » به معناى گرما و عطش ، مفعول فعل و « الكلى » جمع « كليه » مضاف اليه و « الجوانح » جمع « الجانحة » به معناى استخوان پهلو ، عطف بر مضاف اليه است .
و « عسى » فيهنّ : و بايد توجه داشت كه « عسى » در اين سه قسم أخير بدون هيچ اشكال و ترديدى ، ناقصه است .
السّادس : صورت استعمالى ششم « عسى » به اين گونه است كه بعد از آن ضمير متصل منصوب آيد ، مانند : « عساى ، عساك و عساه » و اين قسم قليل الاستعمال است و در تركيب اعرابى آن سه قول و مذهب است :
1 - قول سيبويه : كه عبارت است از اينكه در اين استعمال « عسى » جارى مجراى « لعلّ » در عمل شده است زيرا قريب المعنى هستند به همين جهت « عسى » اسم خود را نصب مىدهد همانگونه كه « لعلّ » اسم خود را نصب مىدهد .
2 - قول أخفش : كه عبارت است از اينكه « عسى » در اين استعمال باقى بر عمل خود - رفع اسم و نصب خبر - مىباشد . لكن به جاى ضمير رفع در مثل « عسيت » ، ضمير نصب به عاريت آورده شده است ، و گفته شده : « عساى » . لكن اين قول را رد مىكند اينكه نايب آوردن ضميرى به جاى ضمير ديگر در وقتى است كه ضمير نائب ، منفصل مىباشد ، مانند نيابت « أنت » كه ضمير منفصل است ، از ضمير متصل مجرورى كاف در اين مثال :
« ما أنا كأنت » در حالى كه در اصل « ما أناكك » بوده است لكن در اينجا هردو ضمير متصل مىباشند .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٨٩