است . ابن مالك در بيان اين صورت و تركيب آن مىگويد :
و جرّدن « عسى » أو ارفع مضمرا * بها إذا اسم قبلها قد ذكرا
و نظير اين مثال ، قول امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء اهل البيت و ظهور يكى پس از ديگرى و عدم نااميدى مردم از غيبت آنان ، است :
[ و لا تطمعوا في غير مقبل و لا تيأسوا من مدبر « فإنّ المدبر عسى أن تزلّ به إحدى قائمتيه » و تثبت الاخرى و ترجعا حتّى تثبتا جميعا ألا إنّ مثل آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كمثل نجوم السماء إذ خوى نجم ، طلع نجم ] . « 1 »
شاهد : در دو احتمالى بودن - ناقصه و تامه - « عسى » در اين خطبه است .
معناى خطبه : « هرگز طمع درك امام غائب نداشته باشيد و هرگز از امام غائب نااميد مباشيد بدليل اينكه همانا كسى كه فعلا پشت كرده و نيامده اميد است كه يكى از دو پايههاى - امامت ظاهرى - او دچار تزلزل شده باشد - به جهت مخالفت شياطين - و لكن پايه ديگر - امامت باطنى و واقعى او - ثابت باشد و اين دو پايه روزى برگردند و ثابت شوند جميعا و امامت ظاهرى و باطنى از آن او شود ، بدانيد و آگاه باشيد جريان خاندان رسول اللّه همانند ستارگان آسمان است كه چون زمانى ستارهاى از آن غروب كند ، ستاره ديگرى ظاهر خواهد شد » .
2 - صورت دوّم استعمالى در اين تنبيه ، اين است كه بعد از « عسى » ، « أن » و فعل مضارع لازم باشد و بعد از آن فعل ، اسمى ذكر شود ، مانند : « عسى أن يقوم زيد » در اين صورت نيز « عسى » دو احتمال دارد : الف : ناقصه باشد و « زيد » اسم موخّر و « أن يقوم » خبر مقدّم است . ب : تامه باشد و « أن يقوم » فاعل « عسى » و « زيد » فاعل « يقوم » باشد .
بايد دانست كه فرق اين صورت و صورت قبل ، اين است كه در صورت قبل جمله كبرى و صغرى بود و در يك تركيب كه « عسى » ناقصه بود ضمير رابط از جمله صغرى به مبتداى جمله كبرى در « عسى » مستتر بود ، لكن در اين جمله ، صغرى و
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ط 99 / 295 . مراجعه شود براى شناخت معناى خطبه به شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد :
2 / 192 .